الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
84
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
1 . جمعى قايلاند به اصالة البراءة ، 2 . و جمعى قايلاند به اصالة الاحتياط . با توجه به اين مقدمات ، در ما نحن فيه مسئله روشن مىگردد و آن اينكه اگر مولى بندگانش را امر كند به صلاة مثلا بفرمايد : اقيموا الصلاة و ما شك بكنيم كه آيا سوره مثلا جزء صلاة هست يا نيست در نتيجه شك مىكنيم كه آيا نماز بدون سوره صحيح است يا باطل ؟ در چنين موردى اگر ما اعمى شديم ، براى نفى اعتبار آن جزء مشكوك ، مىتوانيم به اصالة الاطلاق تمسك كنيم ( و ما نحن فيه در قسم اول از دو صورت شك مذكور در مقدمهء دوم داخل مىشود ) به دليل اينكه بناء على الاعمى ما يقين داريم كه عنوان صلاة بر صلاتى كه فاقد سوره هم باشد صدق مىكند ؛ فقط شك ما در اين است كه آيا علاوه بر صدق عنوان ، خصوصيت زايدى به نام وجود سوره در نماز دخالت دارد يا نه ؟ به اصل اطلاق تمسك مىكنيم و دخيل بودن آن قيد زايد را نفى مىكنيم و در نتيجه مىتوانيم در مقام امتثال و عمل ، به صلاة بدون سوره اكتفا كنيم . اما بنا بر صحيحى ، ما نحن فيه از قسم دوم از دو صورت شك مذكور در مقدمهء دوم مىشود و ما حق نداريم به اصالة الاطلاق تمسك كنيم ؛ به دليل اينكه بنابراين قول ، عنوان صلاة تنها بر صلاة صحيح اطلاق مىشود ؛ پس هر عملى كه ليس بصحيح ليس بصلاة . نسبت به نماز بدون سوره ، ما شك مىكنيم كه آيا هذا العمل صلاة ام ليس بصلاة و عنوان صلاتيت محرز نشده تا بياييم به اطلاق اقيموا الصلاة تمسك كنيم . بنابراين ، دست مجتهد از اصول لفظى كوتاه است و به تمسك به اصول عملى نوبت مىرسد . در اين مورد ، دو نظر هست : 1 . جمعى اصالة البراءة جارى مىكنند كه باز نتيجهء عملىاش با همان اصالة الاطلاق يكى است . 2 . و جمعى هم اصالة الاحتياط جارى مىكنند كه نتيجهء عملىاش كاملا با اصالة الاطلاق متفاوت است . مطلب دوم . اما اقوال در مسئله ، به طور كلى آنچه كه مشهور و معروف است ، دو قول است : 1 . جمعى مىگويند الفاظ عبادات ، براى خصوص صحيح وضع شده است ( مثل