الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
55
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
موضوع و محمول مفهوما اتحاد دارند و تغايرشان اعتبارى است ( يعنى به اجمال و تفصيل است ) . اين قسم را حمل اولى ذاتى گويند . گاهى نيز مفهوما متغايرند و مصداقا اتحاد دارند كه اين ، حمل شايع صناعى است . 2 . نسبت حمل اولى با حمل شايع ، از نسب اربعه تباين كلى است . 3 . در حمل اولى ، موضوع و محمول همواره تساوى دارند ، ولى در حمل شايع ممكن است تساوى باشد يا عموم مطلق و يا من وجه . 4 . حمل اولى ذاتى ، در حمل تمام ذاتيات شىء بر خود ذات ( مثل الانسان حيوان ناطق ) منحصر است . اما حمل شايع ، در محدودهء جزء ذاتيات و نيز خارج ذات است ( مثل الانسان حيوان ؛ الانسان ناطق ؛ الانسان كاتب و . . . ) . با توجه به اين مقدمات ، مىگوييم كه براى شناختن حقيقت از مجاز ، آن معناى مشكوك فيه الوضع را با لفظ خاصى تعبير نموده و موضوع قرار مىدهيم و اين لفظ را كه شك در وضعش لذلك المعنى داريم ، محمول قرار مىدهيم . سپس سه مرحله آزمايش روى آن انجام مىدهيم كه نتيجهء هر آزمايش و تجربهاى ، با نتيجهء آزمايش ديگر متفاوت خواهد بود : 1 . در مرحلهء اول ، به حمل اولى ذاتى آزمايش مىكنيم كه ملاكش اتحاد در مفهوم و تغاير اعتبارى است . اگر دريافتيم كه اين لفظ برآن معنا صحت حمل به حمل اولى دارد و عدم صحت سلب دارد ، تفصيلا يقين مىكنيم كه اين لفظ برآن معنا وضع شده ( كالاسد للحيوان المفترس ؛ كه مىگوييم « الحيوان المفترس اسد » و « الحيوان الناهق حمار » ) . و اگر ديديم كه صحت حمل به حمل اولى ندارد ، بلكه صحت سلب دارد ، تفصيلا مىفهميم كه اين معنا موضوع له اين لفظ است و استعمالش در آن مجازى است ( كالاسد للرجل الشجاع كه مىگوييم « الرجل الشجاع ، ليس بايد چون اسد ، يال و دم دارد و ذات القوائم الاربع است و رجل شجاع ، راست قامت بوده و روى دو پا راه مىرود » . و هكذا الرجل البليد ليس بحمار ) . 2 . در مرحلهء دوم ، اگر دست ما از حمل اولى ذاتى كوتاه شد و به حمل اولى حمل غلط بود ، نوبت به حمل شايع مىرسد . دوباره آزمايش را شروع مىكنيم و از آن