الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
371
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
علل خارجى ؛ لذا براى فقيه ، آن اطمينان صددرصد پيدا نمىشود كه تمسك به اطلاق كند حتى در حال اختيار ؛ لذا احتياط مىكند و الاحتياط طريق النجاة - اخوك دينك فاحتط لدينك . مسئله ششم . مطلق و مقيد متنافىاند مسألهء ششم و آخرين مسئله از مسائل باب مطلق و مقيد ، در اين رابطه است كه مطلق و مقيد ، گاهى متنافيان هستند ، و گاهى متنافيان نيستند . در اينجا ما بايد اولا معناى تنافى بين المطلق و المقيد را بدانيم ، ثانيا شرايط تنافى را بيان كنيم ، و ثالثا مواردى كه مطلق و مقيد متنافيان نيستند ، و رابعا مواردى كه مطلق و مقيد متنافيان هستند ، و خامسا احكام مطلق و مقيدى كه متنافيان باشند . معناى تنافى تنافى مطلق با مقيد عبارت است از اينكه ظاهر دليل مطلق با ظاهر دليل مقيد ، قابل جمع نيستند . به عبارت ديگر ، نمىتوانيم هم به ظاهر مطلق اخذ كنيم و هم به ظاهر مقيد بلكه بايد در ظاهر احدهما تصرف كنيم و از آن رفع يد كنيم . به عبارت سوم ، ظاهر مطلق با ظاهر مقيد ، متكاذب باشند يعنى يكديگر را تكذيب مىكنند ؛ ظاهر مطلق مىگويد ظاهر مقيد دروغ است و ظاهر مقيد مىگويد ظاهر مطلق مراد نيست . مثلا : اعتق رقبة ، ظاهرش اين است كه مكلف آزاد است در عتق رقبه ؛ مىتواند رقبهء مؤمن آزاد كند و مىتواند كافر آزاد كند ؛ ولى اعتق رقبة مؤمنة ، ظاهرش آن است كه خير ، تو آزاد نيستى و معينا بايد رقبهء مؤمن آزاد كنى چون قد سبق كه امر ، عند الاطلاق ، ظهور در وجوب تعيينى دارد فى قبال التخييرى . شرايط تنافى جمعا از بيانات مرحوم مظفر سه شرط استفاده مىشود كه مجموع آنها برگشت به يك شرط دارد و آن اينكه تكليف ، در هر دو واحد باشد نه متعدد ؛ و آن شرايط عبارتاند از : 1 . تكليف در مطلق و مقيد ، هيچكدام معلق بر قيدى و شرطى نباشد و اگر معلق است ، هر دو معلق بر يك شرط باشند . مثل : ان ظاهرت فاعتق رقبة و ان ظاهرت فاعتق