الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

271

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

مىكند ؛ و اگر قرينه‌اى نياورد ، همان ظهور بدوى مستقر مىشود و عام ظهورش بر عموم منعقد مىشود . نتيجه اگر مخصص متصل باشد ، از همان ابتدا جلوى ظهور عام در عموم را مىگيرد و اجازه نمىدهد كه نطفهء عموم منعقد شود . اما : اگر مخصص منفصل باشد ، كلام عام آمده و ظهور در عموم پيدا كرده و مستقر هم شده ، اما وقتى مخصص منفصل آمد ، جلوى اصل ظهور را كه نمىگيرد ولى جلوى حجيت آن ظهور را مىگيرد و اجازه نمىدهد كه اين عام در عموم حجت شود ، بلكه مقدم بر عام مىشود از اين باب كه قرينهء كاشف از مراد جدى مولى است . 3 . استعمال عام در باقىمانده مجاز است يا حقيقت ؟ سومين بحث از مباحث عام و خاص ، اين است كه بلااشكال ، عام ، مادامىكه تخصيص نخورده و در عموم و شمول جميع افراد استعمال مىشود ، اين استعمال حقيقت است . مثل : اكرم كل عالم . انما الكلام ، در مواردى است كه عام تخصيص خورده و در ما عدا الخاص استعمال شده ( مثلا در 80 % از علما - كه علماى عدول باشند - استعمال شده ) . آيا چنين استعمالى حقيقت است يا مجاز ؟ در مسئله چهار قول مطرح شده : 1 . استعمال عام در باقىمانده بعد التخصيص مجاز است مطلقا ( و هو قول اكثر القدماء الى زمان الشيخ الانصارى رحمه اللّه ) . 2 . استعمال عام در باقىمانده بعد التخصيص حقيقت است مطلقا ( و هو قول اكثر المتأخرين من الشيخ الى زماننا هذا ) . تفصيل يكم : 3 . اگر مخصص : الف . متصل باشد ، استعمال عام در باقىمانده حقيقت است .