الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
233
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
حصر اضافى : عبارت است از نفى الحكم از بعض ما سوى . مانند : وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ . . . كه مؤمنين دربارهء پيامبر دو امر را معتقد بودند : 1 . رسول است . 2 . مخلد و جاودانه است و هرگز نمىميرد . آيهء شريفه مىگويد : « پيامبر منحصرا رسول است » . يعنى مخلد نيست و نفى خلود مىكند ، نه نفى ساير صفات . و هركدام از حصر حقيقى و اضافى ، بر دو قسم است : 1 . حصر موصوف بر صفت ، يعنى اينكه اين موصوف از اين صفت تجاوز نمىكند . اما ممكن است اين صفت براى موصوف ديگر هم ثابت باشد . مثل : وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ كه پيامبر فقط رسول است در برابر خالد بودن . اما رسول بودن ، مختص به پيامبر اسلام نيست بلكه موسى عليه السّلام و عيسى عليه السّلام هم رسول بودند . يا مثل : أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ كه پيامبر منحصرا منذر است در مقابل هادى بودن كه هادى نيست . اما منذر بودن ، منحصر به پيامبر نيست بلكه ديگر انبيا هم منذر بودند . . . ( در عبارت مختصر آمده كه قصر موصوف بر صفت به نحو قصر حقيقى . مثل : ما زيد الا كاتب . لا يكاد يوجد . بعد در شرح گفته : بل هذا محال . سپس دو دليل بر استحاله ذكر كرده فراجع . سپس مىفرمايد : اما قصر صفت بر موصوف ، به طور حقيقى فراوان است . مثل : ما واجب الوجود الا اللّه ) . 2 . حصر صفت بر موصوف ، يعنى اينكه اين صفت از اين موصوف تجاوز نمىكند و به موصوف ديگر نمىرسد لكن ممكن است اين موصوف داراى صفات ديگر هم باشد . مثل : لا سيف الا ذو الفقار ؛ كه سيف بودن ، منحصر به ذو الفقار است كأن ساير شمشيرها در مقابل ذو الفقار سيف نيستند . اما ذو الفقار صفات ديگرى هم دارد . و مثل : لا فتى الا على ؛ صفت جوانمردى منحصر به على عليه السّلام است يعنى كأن جوانمردان عالم در مقابل جوانمردى على عليه السّلام صفر است . ولى على عليه السّلام صفات ديگرى هم دارد ؛ مثلا امام است ؛ معصوم است ؛ اعلم الناس بعد رسول اللّه است و