الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
218
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
يجوز الاكتفاء بفعل واحد . و بنا بر تداخل اسباب ، لا يجوز ايجاد الجزاء متعددا . چون اشتغال ذمهء يقينى به بيش از يك عمل ندارد ، پس ما زاد تشريع است و حرام ، اگر به قصد امتثال باشد و الا لغو و عبث است . و بنا بر تداخل مسببات ، يجوز له الاكتفاء بفعل واحد او الاتيان بالجزاء متعددا بتعدد الشرط . دوم . مفهوم وصف موضوع بحث قسم دوم از اقسام مفهوم مخالفت ، مفهوم وصف است . اگر موصوفى مقيد شد به يك وصفى و سپس حكمى براى آن موصوف و موضوع ثابت شد ، اين جمله ، به منطوقش دلالت مىكند بر ثبوت اين حكم براى اين موضوع در هنگام وجود اين وصف . اما آيا به مفهومش دلالت مىكند بر انتفاى حكم از اين موصوف به هنگام انتفاى آن وصف يا خير ؟ مثلا در حديث آمده : فى الغنم السائمة زكات . حكم زكات جعل شده بر غنمى كه سائمه و بيابانچر باشد ؛ آيا دلالت دارد كه پس در غنم غير سائمه ( يعنى معلوفه ، كه از علوفهء منزل استفاده مىكند ) زكات نباشد يا دلالت نمىكند ؟ پس از بيان عنوان بحث ، بايد ببينيم كه وصف مورد بحث ما چه ويژگىهايى را بايد دارا باشد ؟ مىفرمايد : وصف مورد بحث ، داراى سه ويژگى است : 1 . وصف در اينجا اعم است از وصف در اصطلاح نحويين . وصف در اصطلاح نحويين ، خصوص نعت را شامل مىشود . اما وصف ، عند الاصوليين ، عبارت است از هر قيدى كه عارض بر موضوع شود و صلاحيت داشته باشد كه موضوع را قيد بزند و دايرهء موضوع را كوچك كند و قدرى دامنهء اطلاق او را برچيند ، خواه در اصطلاح نحويين به آن نعت گويند و يا نعت نگويند . پس وصف اصولى شامل مىگردد امور ذيل را : الف . « نعت » نحوى را . مثل اكرم انسانا عالما . يا اطعم مسكينا عادلا . ب . « حال » به اصطلاح نحوى را . مثل جئنى بزيد راكبا . جاءنى زيد ماشيا . ج . « تمييز » به اصطلاح نحوى را . مثل جئنى برطل زيتا . اشتعل الرأس شيبا .