الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
21
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
مقدمه پيش از شرح مباحث كتاب ، مقدمهاى را ذكر مىكنيم و در آن پارهاى از مباحث لغوى را - كه مربوط به علوم ادبيات عرب است ، ولى در آن علوم ، يا اصلا مطرح نشده و يا بسيار ناقص مطرح شده - ذكر مىكنيم . اين مباحث ، شامل چهارده امر مىگردد . 1 . حقيقت وضع بدون ترديد ، ميان الفاظ و معانى ، ارتباط و پيوند تنگاتنگى وجود دارد ؛ به گونهاى كه از استماع هر لفظ ، معناى مخصوصى به ذهن تبادر مىكند . سخن در اين است كه آيا اين ارتباط ، ذاتى و طبيعى است و از قبيل پيوند بين مشاهدهء دود و وجود آتش است كه ذهن هر انسانى در هر نقطهاى از كرهء زمين از ديدن دود ، منتقل به وجود آتش مىگردد ، يا اين پيوند ، يك پيوند اعتبارى و قراردادى است كه به اعتبار معتبر و جعل جاعل وابسته باشد ؛ نظير ارتباطى كه ميان علايم راهنمايى و رانندگى با توقف يا حركت و . . . وجود دارد كه قانونگذاران جامعه آن را وضع نمودهاند ؟ سليمان بن عباد صيمرى مىگويد : « اين ارتباط ، ذاتى است ؛ يعنى چه واضع و معتبرى باشد و چه نباشد ، از هر لفظى معناى مخصوص آن به ذهن مىآيد » . اما با كمترين دقت و تأمل ، خواهيم يافت كه اين گفتار بىاساس بوده و توهمى بيش نيست ؛ به دليل اينكه اگر پيوند لفظ و معنا ذاتى بود ، ديگر نبايد به اختلاف لغات ، مختلف و متفاوت شود . به عبارت ديگر ، هر انسانى داراى هر لغتى كه بود ، بايد بتواند از لغات و زبانهاى ديگر ، معناى خاص آن را دريابد ؛ همان گونه كه همگان از رؤيت