الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
170
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
اين نيست بلكه مخير است بين اين و بين عتق رقبه و يا اطعام ستين مسكينا . پس از تعريف و بيان امثلهء دو قسم بالا ، چهار نكته را بيان مىكنند : 1 . منشأ و سرچشمهء اين تقسيم : به طور كلى وقتى كه مولا عبد خود را به انجام كارى امر مىكند ، غرضى دارد كه مىخواهد عبد آن غرض را با اين عمل تحصيل كند . حال گاهى محصل غرض مولى شىء معين و مشخصى است . در اينجا غرض مولى فقط به همان شىء تعلق مىگيرد و در نتيجه راه چارهاى نيست به جز اينكه عبد را به جانب همان عمل معينا بعث و تحريك كند . در اين صورت ، نام آن ، واجب تعيينى است . و گاهى محصل غرض مولى يك عمل خارجى معين نيست بلكه يكى از چند عمل ، محصل غرض است . در اين صورت ، غرض مولى به يكى از اين امور تعلق مىگيرد ، و به صورت واجب تخييرى ، مىگويد « تو مخيرى كه يكى از اين چند كار را انجام بدهى » . در اين صورت ، نام آن واجب ، واجب تخييرى است . 2 . آيا واجب تخييرى ممكن است يا محال ؟ در واجب تعيينى ، همه قبول دارند امكان و وقوع را ؛ ولى در واجب تخييرى اختلاف است . بعضى قائل به استحالهء آن هستند ولى جناب مظفر مىفرمايد : ما به خودمان كه مراجعه مىكنيم ، مىبينيم در ارادهها و طلبهاى ما هم ، واجب تخييرى واقع شده كه گاهى مولايى عبد خودش را مخير مىكند بين يكى از چند كار ؛ تا چه رسد به مولاى حقيقى . پس امكان آن ، مسلم است و الا واقع نمىشد . و ادل دليل على امكان شىء وقوعه . پس اين امر ، بحثى ندارد . 3 . اقسام تخيير - مقدمه : قدر جامع ، ما بين دو يا چند امر ، سهگونه است : الف . جامع ماهوى . ب . جامع انتزاعى . ج . جامع عرفى . الآن قسم اول و دوم مورد بحث است و قسم سوم را در مفهوم شرط خواهيم گفت . جامع ماهوى : آن جامعى است كه در خارج مابازاء دارد و حقيقتا موجود است . مثل انسان ، حيوان و . . . كه جامع ما بين افراد كثير است و خارجا هم موجود است ؛ از باب اينكه كلى طبيعى ، به عين وجود افراد ، موجود است .