الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

158

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

تأكيدى باشد ( يعنى آمده به منظور تأكيد امر اولى ) در اينجا امتثال واحد كافى است . مقدمه : « الاصل فى الكلام التأسيس » . يعنى قانون اولى ، در كلام هر متكلمى ، آن است كه تأسيسى باشد يعنى در مقام بيان مطلب جديد باشد نه تأكيد همان مطلب اول ؛ و تأكيدى بودن ، بر خلاف اصل است و محتاج به قرينه است و لكن اگر مواردى قرينه داشتيم بر تأكيدى بودن ، ناچاريم از آن اصل اولى رفع يد كنيم . حال بايد صور و احتمالات مسئله را حساب كنيم تا ببينيم امر ثانى در كجا تأكيدى است و در كجا تأسيسى ؟ مىفرمايد : مسئله چهار صورت پيدا مىكند كه در سه صورت ، امر ثانى بايد تأكيدى باشد و در يك صورت ، تأسيسى است . و آن چهار عبارت‌اند از : 1 . امر اول و امر ثانى هر دو ، مطلق باشند و هيچ‌كدام معلق بر يك شرطى نباشند . مثلا بار اول بگويد : « صل » و بار ثانى هم بگويد : « صل » . در اين صورت امر ثانى حمل بر تأكيد مىشود نه تأسيس به جهت اينكه مطلوب مولى صرف الوجود طبيعت صلاة است . صرف الوجود محال است كه دو بار متعلق امر تأسيسى باشد چون صرف الوجود فقط به يك وجود موجود مىشود پس اگر امر ثانى تأسيسى باشد ، مطلوب از آن صرف الوجود نخواهد بود بلكه وجود ديگرى از وجودات طبيعت خواهد بود . در نتيجه ، قيد زايدى لازم دارد مثلا در امر ثانى بايد بگويد : « صل مرة اخرى » از اينكه طبيعت واحده در هر دوبار تحت امر رفته و قيد زايدى هم نياورده ، معلوم مىشود امر ثانى تأكيدى است نه تأسيسى و دليل ديگر ، آن است كه « اجتماع حكمين متماثلين در شىء واحد » محال است . 2 . امر اول و امر ثانى ، هر دو ، متعلق و مشروطاند اما شرط واحد دارند . مثلا بار اول بگويد : « ان كنت محدثا فتوضا » و دوباره هم همين كلام را تكرار نمايد بدون كم و كاست . در اين صورت هم ( همانند صورت قبلى ) امر ثانى حمل بر تأكيد مىشود به همان بيان ( طابق النعل بالنعل و حذو القذة بالقذة ) . 3 . احد الامرين ، مطلق و امر ثانى ، مشروط باشد . مثلا اول بگويد : « اغتسل » و سپس بگويد : « ان كنت جنبا فاغتسل » . يا مثلا اول بگويد : « اعتق رقبة » و سپس بگويد : « ان