الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
123
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
مصداق تهديد خواهد بود . مثل : اعملوا ما شئتم و . . . به عبارت ديگر ، تهديد به حمل شايع است . 4 . گاهى داعى مولى در اين جعل و انشا ، تعجيز است . يعنى هدف ، انجام كار نيست بلكه هدف آن است كه به آنها بفهماند كه شما عاجزيد از انجام اين كار ؛ لذا به اين منظور طلب مىكند . مثل : فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ . چنين انشائى ، مصداق تعجيز خواهد بود . و هكذا نسبت به ترجى ، تمنى ، انذار ، و ساير معانى مذكوره و به غير مذكوره . خلاصة الكلام هيچكدام از اين معانى ، معناى هيئت امر نيستند ، بلكه معناى هيئت ، همان نسبت طلبى است . در مثال اول ، صيغهء افعل بر بعث به حمل اولى دلالت نمىكند . به عبارت ديگر ، آن انشا ، بعث به حمل اولى نيست بلكه بعث به حمل شايع است . يعنى مصداق خارجى بعث است و هكذا در ساير معانى . اما اينكه علماى قديم گفتهاند « صيغهء افعل در اين معانى استعمال شده » و سپس بحث كردهاند كه آيا اين استعمال به نحو حقيقت است يا مجاز ، اينها مفاهيم را با مصاديق اشتباه كردهاند ، يعنى خيال كردهاند كه در مورد اول ، انشا با بعث ، مفهوما يكىاند و يا در مورد ثانى ، انشا با امتحان ، مفهوما يكى است درحالىكه چنين نيست . اينها اتحاد به حمل اولى ندارند بلكه مصداقا يكى هستند و اتحاد به حمل شايع دارند يعنى در اولى ، انشا و بعث ، در وجود خارجى متحدند بدين معنا كه اين انشا ، مصداقى از مصاديق بعث است و هكذا در ساير امثله ( پس موضوع له هيئت امر عبارت است از النسبة الطلبية او البعثية ) . نظريات ديگر 1 . شهيد صدر « 1 » فرمودهاند : « صيغهء افعل ، وضع شده براى دلالت بر نسبت ارساليه و دفعيه و تحريكيه ؛ اما گاهى ، دفع و ارسال . تكوينى است و گاهى ، تشريعى و عنايى
--> ( 1 ) . در بحوث ، ج 2 ، ص 49 .