الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
103
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
اسم مفعول ، صفت مشبهه ، صيغهء مبالغه و . . . كه هم مشتق اصولى بر اينها صادق است و هم مشتق نحوى . اما مادهء افتراق از جانب مشتق نحوى در مانند افعال و مصادر است كه افعال و مصادر ، در نزد نحويين ، از مشتقات هستند ولى مشتق اصولى نيستند . البته مصدر بنا بر قولى مشتق و بنا بر قولى مشتق منه و مبدأ اشتقاق است ، چنانكه در كتاب سيوطى باب مفاعيل خمسه آورده است : « ذهب بعض البصريين الى ان المصدر اصل للفعل و الفعل اصل للوصف و آخر الى ان كلا منهما اصل برأسه و الكوفيون الى ان الفعل اصل للمصدر » . اما مادهء افتراق از جانب مشتق اصولى در مانند : زوج - اخ - رق - حر - انسان و . . . است كه اينها در اصطلاح اصوليان ، از مشتقاتاند ، اما عند النحاة ، از جوامد هستند ، چنانكه دليل مطلب ، در نكتهء بعدى روشن خواهد شد . اما چهارم . مشتق اصولى داراى دو شرط است : 1 . مشتق اصولى بايد بر ذات جارى باشد يعنى وصف عنوانى براى ذات باشد و حاكى از ذات باشد و علاوه بر اينكه اسناد داده مىشود به ذات ، ما بين آن دو يك نحوهء اتحاد و هو هويت ( يا « اينهمانى » ) وجود داشته باشد به طورى كه بتوانيم بگوييم اين همان است . مانند اسم فاعل ، زيد ضارب ، اسم مفعول ، زيد مضروب ، اسم مكان هذا مسجد ، اسم زمان يوم الجمعة مقتل زيد ، اسم آلت هذه منكسة و . . . در مورد جوامد مانند : زيد رق ، زيد زوج ، هذا اخى ، هذا ابنى ، هذه بنتك ، هذه اختك و . . . با اين شرط اول خارج مىشود از مشتق اصولى كليهء افعال و مصادر مانند : زيد ضرب ، زيد عدل ، به دليل اينكه افعال و مصادر اگرچه اسناد داده مىشود به موضوع و لكن وصف عنوانى ذات نيستند و اتحاد در وجود خارجى ندارند و نتوان گفت اين همان است مثلا غلط است بگوييم زيد ضرب است يا زيد ضرب است الا از باب مبالغه كزيد عدل و العالم جمال . 2 . بايد اين وصف عنوانى يك نوع وصفى باشد كه با زوال آن و انقضاى تلبس ذات به آن ، خود ذات زائل نشود و باقى بماند يعنى ذات ، همان ذات است كه گاهى داراى اين وصف هستند و گاهى نيست اما در هر دو حال ، ذات ، همان ذات است و از بين