سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

مقدمه 6

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

امام ميفرمايند : « ادعيه لسان قرآن است ، ادعيه شارح قرآن هستند » . . . مردم را نبايد از دعا جدا كرد . . . ما نبايد بگوييم : كه قرآن را ما داريم ، ديگر ما به پيغمبر كارى نداريم ، جدا از هم نيستند ، مطلب همان است و با هم هستند « لن يفترقا حتى بردا على الحوض » افتراقى در كار نيست ، ما اگر بخواهيم حساب را جدا كنيم ، قرآن على حده باشد و ائمه على حده باشند و ادعيه هم على حده باشند و ادعيه را هم بگوئيم كه : ما كارى به ادعيه نداريم . . . » آرى امام اين سالك الى اللَّه و قطب راهيان صراط مستقيم آن گونه كه خود رفته و ميرود ما را راهنمايى بسوى حق و حقيقت مىنمايد تا از هر گونه التقاطى يا چپ‌گرايى و غرب‌گرايى بر حذر بوده و آن گونه كه خدا ميخواهد عبد باشيم و عابد . نه از هواى نفس و انانيت در ما اثرى باشد نه از مقام‌پرستى و دنياطلبى . حال بهتر آن است كه نگاهى گذرا به صفات و مشخصات حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبد اللَّه ( ص ) پيامبر اسلام نموده و همانگونه كه خداى منان او را اسوه‌ى حسنه قرار داده و شاهد بر امت نموده ، خويشتن را بسازيم و از پيامبرمان در ما نشانه‌هايى باشد . سفينه البحار مجلد 1 مينويسد : پيامبر از بس با حيا بود هر كس از او چيزى ميخواست به او ميداد و حياء ميفرمود محرومش نمايد . سفينه البحار از انس حديث مىكند كه : ده سال خدمت رسول خدا را ميكردم هرگز به من كلمهء ناهنجارى نفرمود و بخاطر كارى كه كردم نفرمود چرا كردى و بخاطر چيزى كه انجام ندادم نفرمود چرا نكردى . انس گويد : رسول خدا بظرف شيرى افطار ميكرد و مقدارى هم براى سحرش ميگذاشت و گاهى يك خوراك شير بيشتر نداشت . و گاهى هم نان را در آن ميگذاشت و ميل ميفرمود . انس گويد : شبى شير را براى پيامبر آماده كردم ولى ايشان دير آمدند . گمان كردم بعضى از يارانش او را دعوت نموده ، لذا شير را خود نوشيدم . پيامبر پس از ساعتى از شب آمد و چيزى نفرمود . از يكى از ياران پرسيدم : آيا رسول خدا در جايى افطار فرموده بود .