سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
9
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
و از خود راند آن سگ برنگشت آخر الامر ناچار شده از سگ دست برداشتند و به راه رفتن ادامه دادند در آن حوالى بكوهى رسيدند كه در آن كوه غار وسيعى بود داخل آن غار شده متحصّن گرديدند ، خداوند تعالى بقدرت كامله خود آنها را خوابانيد چندين سال در حال خواب بدنهاى آنها مانده و از پوسيدن محفوظ نمود ( دقيانوس ) هلاك شده چندين پادشاه پس از آن بسلطنت رسيدند و از بين رفتند تا اينكه در مملكت روم پادشاه عادل و صالحى صاحب اختيار گرديد ، در زمان او در باره قيامت و رجعت انسان بين مردم اختلاف شد ، آن پادشاه عبادت كرده و از خداوند تعالى براى رفع اختلاف بين مردم و معلوم داشتن حقيقت چارهجويى نموده . اراده و مشيّت الهى بر اين شد كه براى اين پادشاه علامتى ظاهر سازد ، پس اصحاب كهف را بيدار نمود و سگ آنها را هم كه درب غار خوابيده بود از خواب بيدار نمود ، اصحاب كهف به يكديگر نظر كردند بعد از سلام و صحبت از تغيير حال يكديگر تعجب كردند . لباسشان ضايع شده ، رنگ صورتها تغيير يافته موها و ناخنهايشان بلند شده بود ، گفتند مگر ما چقدر خوابيدهايم ، يكى گفت يك روز ، ديگرى گفت نيم روز ، آن يكى بوضعيّت خود نگريست گفت خداوند تعالى ميداند چقدر خوابيده بودهايم . بعد از آن يك نفر به شهر فرستادند كه براى آنها طعامى بياورد و گفتند دقت كن كه طعام پاك و پاكيزه باشد زيرا كه در زمان دقيانوس هيچكس از نجاست پرهيز نميكرد . آنها به اعتقاد اينكه دقيانوس پادشاه است براى طعام سفارش كرده و جهت اختفاى خودش اصرار بيشتر نمودند . آن شخص حركت كرد در نزديكهاى شهر همه چيز را متغير ديد بعد از آن به شهر داخل شده بهر طرف ديد بازار و دكان و مردم همه تغيير يافتهاند و ديد مردم كنجكاوانه او را مينگرند ترسيد كه مبادا او را بشناسند و بدقيانوس خبر بدهند مضطربانه براى خريدن طعام بدكانى رسيد پول درآورد و به صاحب دكان داد ، دكاندار بعد از گرفتن پول بدقّت او را بررسى نمود آن شخص نيز بدقت او