سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

9

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ اعتراض چگونه توان تصور نمود موجودى كه در يك قطعه‌اى از زمان پديد گرديده بعينه هميشه نزد حق تعالى حاضر باشد بلكه چگونه توان تصديق نمود كه چيزى كه هنوز پا بعرصه وجود نگذاشته متعلق علم واقع گردد مگر نه اين است كه علم تابع معلوم است شيئى معدوم متعلق علم نخواهد گرديد پاسخ گوئيم چون حق تعالى علت و سبب موجودات است علم به خودش بعينه علم بمعلولات او است زيرا كه علم بسبب همان علم بمسبب خواهد بود و از اينجا براى ما معلوم ميگردد كه همين متجددات زمانى كه على الدوام از نظر ما ميگذرند با تجدد و حدوث و عدم بقاء و زوالشان حتى موجودات آنى الحصول هميشه نزد مبدء حدوثشان حاضر و متعلق علم ازلى او خواهند بود و هر موجود زمانى با حدودش و زمان حدوثش در احاطه علميه او منطوى گرديده و عدم استمرار وجود ممكن و حدوث و محدوديت او منافات با علم حضورى حق تعالى ندارد درست است كه علم تابع معلوم است و محال است چيز معدوم متعلق علم واقع گردد لكن چنانچه در جاى خود مبرهن گرديده اين در علم ( حصولى است ) كه علم تابع معلوم ميگردد آن هم در قسمت انفعالى آن نه قسمت فعلى آن زيرا علم فعلى ارتسامى مثل علم نقاش و معمار نسبت به آن نقشه‌ايكه در ذهن خود مرتسم ميگرداند و خود علت و سبب آن نقشه و عمارت است پيش از وجود خارجى آن نقشهء و او علت و سبب صورى آن بناء است پيش از وجود خارجى آن ، و نه اين است كه آن نقاش و آن معمار در اين حال علم بمعدوم داشته باشند بلكه متعلق علم آنها همان صورت بنا و نقشه‌اى خواهد بود كه در ذهن خود مرتسم گردانيده‌اند كه آن در ذهنشان موجود است و علمشان به صورت بنا و نقشه از خودشان است نه از بناء و نقشه خلاصه و لو آنكه ما علم حق تعالى را بموجودات علم حصولى بدانيم و گوئيم