سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

11

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

است بايستى بغايت وجود خود و كمال لايق به خود كه بازگشت و رجوع بمبدء است نائل گردد و آن در قيامت كبرى كه آخرين سير بشر است انجام ميگيرد و بازگشت به حق تعالى براى مؤمنين نيكو كار فوز برحمت رحمانى و رحمت رحيمى است كه دو اسم از اسماء الحسنى و اوصاف جمال او است لكن بازگشت كفار و منافقين بسوى غضب و اسم شديد العقاب و قهار و غير آن است . وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ، أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ آيه راجع بجهالت و بيخردى كفار است كه اولا مخلوق خدا را جزء او قرار مىدهند چنانچه ملائكه را كه مخلوق خدا ميباشند دختران خدا ميناميدند و اين نسبت ناروا كفريست آشكار و ثانيا بهمزه انكار ( ام اتخذ ) در مقام سرزنش آنها برآمده كه چگونه مخلوق ضعيف‌تر را نسبت به خدا مىدهند آيا سزاوار است كه خدا از ميان مخلوقات براى خود دختران را انتخاب نمايد و شما را برگزيند و فضيلت دهد بپسران و اين طور نسبت ناروا كمال سفاهت و نفهمى آنها را مىرساند زيرا كه اولاد ، دختر باشد يا پسر جزء پدر و مادر است و از آنها زائيده شده ، و واجب الوجود مبدء عالم است و واحد واحد و بسيط الحقيقة و منزّه و مبرّا از جسم و جسمانيات است چنانچه خودش خود را توصيف نموده بقوله ( لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ ) اين است كه در آخر آيه بالا مىفرمايد بحقيقت انسان علانيه كفران مىورزد . وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ در مقام مذمّت كفار است كه وقتى بيكى از آنان بشارت و خبر مىدادند به اولاد دخترى كه آن را براى خدا مثل قرار ميدادند يعنى دختران خدا ميناميدند روى وى ار غيض و غضب سياه ميگردد زيرا كه دختر داشتن را بر خود عار ميدانستند و از خبث باطن زنان را نسبت به خدا ميدادند و دختران خدا ميناميدند .