سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

مقدمه 4

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

و اما تفسير سوره ى حمد در رابطه با توطئه ى مزدوران شرق و ما ديگرايان حيله گر دست به تفسير قرآن و تاويل زده اند ميفرمايند : تفسير كار هركسى نيست . در اين اواخرهم يك اشخاصى پيدا شده اند كه اينها اصلا " اهل تفسير نيستند ، اينها خواستند يك مقاصدى كه خودشان دارند به قرآن و به سنت نسبت بدهند ، حتى يك طايفه اى از چپيها و كمونيستها هم به قرآن بازتمسك مى كنند ، براى همان مقصدى كه دارند ، اينها اصلا " به تفسير كارى ندارند به قرآن هم كار ندارند ، اينها مقصد خودشان را مى خواهند بخورد جوانهاى ما بدهند به اسم اين كه اين اسلام است . على هذا آنچه من عرض مى كنم اين است كه نبايد اشخاصى كه رشد علمى زياد پيدا نكرده اند ، جوان هائى كه وارد در اين مسائل و در مسائل علمى زياد پيدا نكرده اند ، جوان هائى كه وارد فراين مسائل و در مسائل اسلامى نيستند كسانى كه اسلام اطلاع ندارند نبايد اينها در تفسير قرآن وارد بشوند و اگر روى مقاصدى ، آنها وارد شدند ، نبايد جوانهاى ما به آن تفاسير اعتنا كنند و از چيزهائى كه در اسلام ممنوع است " تفسير بع راءى " است كه هركس آراء خودش را بخواهد تطبيق كند بر قرآن يك كسى ماديست آراى خودش را تطبيق كند بر آياتى از قرآن و قرآن را به آن رأى خودش تفسير و تأويل كند . و يك كسى مثلا " اهل معانى روحيه است اينهم هرچه از قرآن دستش مى آيد باز تأويل كند و برگرداند به آن چيزى كه خودش را بيش است ، ما بايد از هر دو از همه اين جهات احتراز كنيم . ولهذا دست ما در باب قرآن بسته است همچنين ميدان باز نيست كه انسان هرچه به نظرش آمد بخواهد نسبت بدهد به اين كه قرآن است و اين را مى گويد " ( 7 ) ولى امام راه ورود به قرآن و معرفت به قرآن را ادعيه معرفى مى نمايند و از كسانى كه بر ضد دعا سخنى مى گويند و به بهانه ى بميدان آوردن قرآن ادعيه را كنار ميزنند ميفرمايد : " ادعيه لسان قرآن است ، ادعيه مشارح قرآن هستند . . . مردم را نبايد از دعا جداكرد ، نبايد گفت : حالا كه ما رسيديم كه قرآن را مى خواهيم بخوانيم پس دعا هيچ ، خير ، مردم بايد با دعا انس پيدا كنند ، انس به خدا پيدا كنند ، آنها كه انس به خدا دارند و دنيا پيششان اينطور جلوه ندارد ، آنهائى هستند كه براى خودشان ارزش ندارند براى خدا مشغول كار مىشود ، از جمله آنها است آنهائى كه براى خدا شمشير زدند ، آنها كه همين ادعيه را مى خواند و همين حالات را داشتند آنها شمشير مى زدند براى خدا ، نبايد مردم را از اين بركاتى كه هست جدا كرد ، قرآن و دعا از هم جدا نيستند ، مثل اينك پيغمبر هم از قرآن جدا نيست . ما نبايد بگوئيم كه : قرآن را ما داريم ، ديگر ما به پيغمبر كارى نداريم ، جدا از هم نيستند ، مطلب همان است و با هم هستند " لن يفتر قاحتى يردا على الحوض " افتراقى