سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

438

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

صاحبش مقصود شده باشد از جانب او بايد صدقه داد و در اينكه موضوع چيزى كه ربا در آن واقع ميگردد چيست ظاهرا اتفاقى بين فقهاى ما اين است كه ربا در هر چيز است كه به وزن يا كيل معامله شود . يعنى رباى معاملى نه رباى قرضى . و از كتاب تهذيب بروايت بيّاع سائرى است كه راوى گويد سؤال نمودم از ابى عبد اللَّه « ع » ربا چيست فرمود دراهم بدراهم مثلين به مثل حنطة بحنطه و از كتاب فقيه بروايت زراره از ابى عبد اللَّه « ع » است كه ربا نيست مگر در چند چيزى كه وزن كنند يا كيل نمايند ، و فقها گويند ربا بين زن و شوهر و پدر و فرزند نيست كه زن از شوهر و فرزند از پدر بگيرد و ربا گرفتن از كافر را نيز جايز ميدانند . و چنانچه بعضى از مفسرين گويند بين فقهاء سنى در موضوع ربا اختلاف است ابو حنيفه و تابعين وى و اهل عراق و مذهب شافعى و اهل حجاز اين است كه ربا فقط در اثمان مثل طلا و نقره است و در مأكولات و مشروبات و چيزهاى ديگر ربا نيست و بمذهب مالك عكس آنست كه ربا را در مأكولات ميداند و جاى تفصيل آن كتب فقهيه است لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ آدم رباخور را تشبيه مينمايند به كسى كه تعادل وجود خود را از دست داده و مثل كسى ماند كه مرض صداع و خبط دماغ پيدا نموده و بمداخله شياطين در مغز وى ديوانه شده باشد و نتواند مستقيما راه برود . شايد كنايه به اين باشد كه انسان وقتى داراى استقامت ميگردد و مستقيما تواند حركت بسوى مقصود نمايد و به آخرين كمال انسانى نائل گردد كه در تمام امور درجه اعتدال و حد وسط را مراعات نمايد ، و مراعات درجه اعتدال در امور اجتماعى نخستين شرط قانون تمدن است كسى كه مال مردم را بربا و بلاعوض ميگيرد چنين كسى از حد اعتدال خارج گرديده و استقامت در طريق انسانيت از وى سلب شده وقتى تعادل قواى انسانيت از وى گرفته شد و در طريق انسانيت نتوانست حركت كند مثل آدم ديوانه ماند كه قوه مميزه وى مختل گرديده اين است كه قبح عمل خود را كه گرفتن مال بلاعوض تصرف عدوانى است ديگر ادراك نمىكند و ربا خوردن را كار نيكو