سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
408
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
زبانش قطع شد و نتوانست بگويد من خورشيد را از مشرق بيرون مىآورم ؛ لكن در تدبير زمين چون خود را مالك و متصرف ميدانست به گمان پليدش مردن و زنده شدن مردم بدست وى است هر كرا خواهد ميكشد و هر كه را خواهد زنده ميگذارد . أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها آيه جلو راجع بتوحيد بود و اين آيه و آيه بعد عطف داده شده به اين آيه و راجع بمعاد و كيفيت زنده شدن مردگان در روز قيامت و دفع انكار منكرين معاد است كه بطور تعجب فرموده آيا ديدى چنين كسى كه بر آن ده گذر نمود . كاف « كالذى » زائده و واو « و هى » حال ، است خاوية ، در لغت بمعنى خالى آمده ، عروش جمع و عرش بمعنى سقف و بمعنى تخت نيز آمده قال اللَّه تعالى وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ و در اينكه آيا آن گذرنده كه بود بين مفسرين گفتارى است 1 - جماعتى گفتهاند عزيز شرحيا بوده 2 - ارميا ابن حليقا و او از سبط هارون پسر عمران بوده 3 - خضر نبى بوده 4 - مردى بوده كافر كه در امر معاد شك داشته . و نيز راجع به اينكه آن در كجا و چه زمينى بوده نيز چند قول است ، ضحاك گفته آن از زمين بيت المقدس بود ، ابن زيد گفته آن زمينى بود كه مردگانش آنهايى بودند كه از و با گريختند و يك دفعه مردند كه بيانش در آيات پيش ذكر شد . قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها آن گذرنده از روى تعجب نه انكار گفت چگونه خداوند اين بدنهاى پوسيده را زنده مىكند بعد از مردنشان . در تفسير روح البيان چنين استفاده نموده كه بنى اسرائيل وقتى طغيان نمودند و در زمين فساد كردند خداوند بكيفر اعمالشان بخت النصر را بر آنها مسلط نمود و بخت النصر با شش هزار علامت وارد شام گرديد و شام را تصرف نمود و بنى اسرائيل را سه قسمت نمود قسمتى از آنان را كشت و قسمتى را اسير نمود و قسم باقى مانده را