سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
357
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
در اينكه آيا اين الوف از مردم كه از مرگ فرار كردند و بامر خدا مردند چه كسانى بودند و شهر آنها كجا بود و بچه گناهى گرفتار مرگ شدند و پس از آن بچه سبب زنده شدند و حكمت در زنده شدن آنها چه بود راجع به اين مقالات بين مفسرين گفتار بسيارى است كه هر يك طورى بيان كردهاند و در اخبار و احاديث از معصومين نيز باختلاف روايت شده در تفسير قمى است كه وقتى در شام مرض طاعون بسيار شد پس جماعت بسيارى از ترس مردن از شام بيرون رفتند در بيابانى و تمامى آنها در يك شب مردند و مردههاى آنها ماند تا وقتى كه استخوانهايشان پديد گرديد و راهگذران بپاى خود استخوانها را از توى راه عقب ميزدند پس از آن خداوند آنها را زنده نمود و مدتهاى مديدى زندگانى كردند تا وقتى كه بمرگ طبيعى مردند . و از كتاب احتجاج از صادق آل محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم در معنى آيه چنين روايت ميكنند كه فرمود خداوند زنده گردانيد طائفه بسيارى را كه از طاعون فرار نمودند پس خداوند امر كرد به مردن آنها و آنها مردند و مدت زمانى بدن آنها ماند تا وقتى كه استخوان آنها پوشيده گرديد و بندهاى بدن آنها از هم جدا شد و خاك گشتند پس خداوند آنها را زنده گردانيد در وقتى كه خواست بدعاى پيمبرى كه نام او حزقيل بود كه او دعاء كرد و اجزاء بدن آنان جمع گرديد و ارواح آنها برگشت با بدان آنها به همان هيئتى كه اول بودند و هيچ يك از آنها باقى نماند مگر اينكه زنده گرديد و مدتهاى مديدى زندگانى نمودند . و روايات ديگرى به همين مضامين در كافى و غير آن رسيده و اگر بخواهيم گفتار مفسرين را راجع به اين آيه تذكر دهيم سخن طولانى ميگردد و چندان فائدهاى در گفتار آنها به نظر نمىآيد . فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ خلاصه در اين مبارك آيه و بيان اين حكايت اسرارى و رموزى نهفته چنانچه تمامى قصص و حكايات قرآنى چنين است . اول آيه تهديد و انذار است و بيان اينكه انسان در هر كجاى عالم باشد از