سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
318
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
رجوع بزن ننمود زن رجوع كند به حاكم شرع و او بمرد امر مىكند كه يا زن را طلاق دهد يا از قسم برگردد و رجوع بزن نمايد و اگر رجوع نكرد پس وقتى كه حائض شد و طاهر گرديد بايستى وى را طلاق دهد و مادامى كه زن در عده مىباشد شوهر ميتواند به او رجوع كند اين است آن ايلايى كه حكمش در كتاب خدا و سنت رسول اللَّه آمده . وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ طلاق در لغت بمعنى تخليه و رها شدن از قيد است و طلاق زن عبارت از رها شدن از قيد زوجيت است ، « تربص » بمعنى انتظار كشيدن بِأَنْفُسِهِنَّ خوددارى نمودن زن است از شوهر كردن ثَلاثَةَ قُرُوءٍ تأسيس حكم عده است براى جلوگيرى از اختلاط نطفه و مخلوط شدن مياه و مقصود حفظ نسل است لكن چون قانون دائر مدار حكمت غالبى است در جايى كه مطمئن از اين مفسده باشد نيز حكم عده نگاهداشتن براى زن جارى است كه بايستى عده نگاه دارد . قُرُوءٍ جمع قرء از لغات اضداد است كه بمعنى حيض و طهر هر دو آمده و در اينكه مقصود از « قروء » در آيه حيض يا طهر است دو قول از مفسرين نقل شده ، جماعتى گفتهاند طهر است يعنى بايستى زن بعد از طلاق سه پاكى نگاه دارد در بين دو مرتبه حيض و اين قول زيد بن ثابت و عبد اللَّه عمر و عايشه و مذهب ما است و بعضى گفتهاند مقصود از قروء حيض است . ( تفسير ابو الفتوح رازى ) و نيز گفته شده دليل بر اينكه مقصود از « قروء » طهر است نه حيض قوله تعالى است : فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ يعنى طهرى كه در آن مقاربت نشده باشد ، و روايت نبوى است كه وقتى كه ابن عمر زن خود را طلاق داد زنش در حال حيض بود حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود برو و زن خود را برگردان به خانه وقتى پاك شد او را طلاق ده يا وى را نگه دار و اين آيه را تلاوت فرمود : إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ يعنى در طهرى كه مقاربت نشده باشد ، و نيز بقرينه جمع كه قروء گفته دلالت بر طهر دارد نه حيض بمناسبت اينكه طهر موقعى است كه خون حيض در رحم جمع مىشود و آن را قروء نامند و نظر بجريان آن در موقع حيض آن را نيز قروء گويند .