سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
285
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
به عكس چيزهايى دوست ميداريد به گمان اينكه خير شما در آن است در صورتى كه همان شرّ است و به ضرر شما تمام مىگردد . وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ چون علم الهى به تمام جهات خير و شر احاطه دارد و به تمام مصالح و مفاسد امور بشر آشنا است اين است كه آنچه بشما دستور دهد موافق مصلحت و صلاح ديد شما است و شما عارف بمصالح خويش نميباشيد . آرى حال بشر در اين عالم بچهاى ماند كه از روى بيخردى و نفهمى چيزى ميطلبد كه مضر به حال وى است مثل غذايى كه به حال او زيان دارد و از چيزى فرار مىكند كه نفع وى در آن است مثل اينكه مدرسه رفتن و تحصيل نمودن براى او ناگوار است و اولياى او در آنچه ميدانند صلاح او در آن است وادارش مىنمايند به آن و آنچه را ميدانند مضر به حال اوست از آن بازش ميدارند . يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ در تفسير ابو الفتوح رازى است كه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلّم دو ماه پيش از جنگ بدر در ماه جمادى الاخر كه هفده ماه از هجرت گذشته بود پسر عمه خود عبد اللَّه جحش را با هشت نفر از مهاجرين سعد ابو وقاص ، و ابو عكاشة بن المحض الاسدى و عتبة بن عزوان السلمى ، و ابو حذيفة بن عتبة بن ربيعه ، و سهل بن بيضا ، و عامر بن ربيعه ، و واقد بن عبد اللَّه ، و خالد بن كبير ، و نامهاى نوشتند براى امير ايشان عبد اللَّه جحش و به او فرمود نامه را باز مكن تا پس از آنكه دو منزل از مدينه بيرون روى و اگر همراهان تو كسى نخواهد بيايد باجبار او را مبر چون دو منزل بيرون رفتند سر نامه باز كرد نوشته بود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم اما بعد برو با يارانت تا ببطن نخله فرود آيى و راه كاروان قريش را نگاه دار و خبرى بما بده پس از آنكه عبد اللَّه نامه را خواند به همراهان خود گفت فرمودهاند شما را باكراه نبرم هر كه را آرزوى شهادت است خود بيايد و هر كه نخواهد برگردد آنها گفتند ما مطيع خدا و رسول ميباشيم و رفتند