سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

215

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

و همچنين در ادراك طى زمان و سرّ قيامت و حشر اجساد و ادراك حقايق و كمال نشاء ثانيه و كمال ايمان بطور نبوت و اعتراف بعجز ادراك غوامض معارف و فهم ساير رموز و اشارات انبياء از خواص اين طور است و همچنين ظهور سلطان عشق و عزت و عزلت و خلوات و مرارات در وصال و فراق از خواص اين طور است . « عقل در كوى عشق ره نبرد * تو از اين كور چشم چشم مدار » و اين مرتبه از خواص آدميان است ملائكه را از آن نصيبى نيست چه خطاب يحبهم و يحبونه به انسان است . « اين راه طريقت نه بپاى عقلست * خاك قدم عشق وراى عقلست » « سرّى كه فرشته زان بى خبر است * اى احمق بىعقل چه جاى عقلست » راه عقل و علم تا لب درياى عشق بيش نيست بعد از آن حيرت و بىنشانى است « كس مى ندهد ز تو نشانى * اين است نشان بىنشانى » عجائب اينطور را نهايت نيست و احوال آن جز بسلوك معلوم نگردد و سلوك را غالبا به حكم اجراء ازل شرط جذبه است نه آنكه على القطع هر كه طلب كند بيابد يا هر كه سلوك كند به مقصود رسد . « غواصان را اگر چه سيمى نبود * در هر قدمى در يتيمى نبود » « در عمر بنا در آن چنانى افتد * وان دولت هر سيه كليمى نبود » « پايان » أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ بعضى از علماى تفسير گفته‌اند از اين آيه هفت نكته توان استخراج نمود : 1 - اساس اين آيه و جملات آن به صيغه فعل متكلم بنا شده مثل « عن عبادى ، اجيب ، فليستجيبوا لى ، و ليؤمنوا بى » و اين طور كلام دلالت دارد بر كمال عنايت . 2 - اينكه فرموده عبادى و نفرموده « الناس » و آنچه شبيه به آن است كه آن هم دلالت بر مزيد عنايت دارد . 3 - حذف واسطه در جواب زيرا كه روى قاعده بايستى كلام چنين باشد « كه