سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

194

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

ببرد بچگونگى شريعت اسلامى و بفهمد كه تمام قوانين و مقررات آن روى ميزان اعتدال واقع گرديده نه به طرف افراط رفته و نه به طرف تفريط . چنانچه گويند طائفه يهود به طرف افراط رفته فقط قصاص ميكنند ديه گرفتن را درست نميدانند نصارى به طرف تفريط رفته قصاص نميكنند بلكه يا عفو ميكنند يا ديه ميگيرند و قبل از بعثت حضرت رسول بين اعراب قانون معينى در كار نبوده گاهى قصاص ميكردند گاهى ديه ميگرفتند و هر گاه از اشراف و بزرگان طائفه آنان كسى كشته ميشد مراعات تعادل بين آنها نميكردند بلكه در عوض يك مرد دو مرد و در عوض يك زن يك مرد و در عوض عبد مرد آزاد را قصاص مينمودند بلكه در عوض يك فرد از اغنياء چند نفر از فقراء را اعدام مينمودند و اينطور وحشىگرى بين آنان دائر بود تا وقتى كه خورشيد اسلام طلوع نمود و قانون قصاص تأسيس گرديد . آرى قانون اسلامى است كه بحرارت افراط و برودت تفريط از حق و درستى منحرف نگرديده و قانون عدلى در جامعه بشرى استوار نموده . ببين چگونه از يك طرف در قصاص مساوات را مرعى داشته غنى و فقير در عرض هم مرد بمرد زن بزن عبد بعبد و از طرف ديگر قاتل را بكيفر عمل خود تحت اختيار اولياء دم قرار داده اگر خواهند قصاص كنند و اگر خواهند ببخشند ، و نيز نظر بمراعات اجتماعى عفو و بخشش را رجحان داده بر قصاص ، و با اينكه جانى بسبب گناه كبيره فاسق و مطرود گرديده و به اين عمل خود را در معرض غضب حق تعالى و مستحق عذاب گردانيده باز وى را در تعداد اخوت و برادرى ولىّ دم بشمار آورده آنجا كه فرموده فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ كه اينطور بيان دلالت واضح دارد كه بمقتضاى عاطفه بشرى و مراعات دينى بايستى ولى خون عفو نمايد در بعضى از تفاسير راجع بموضوع قصاص بيان خوبى دارد كه خلاصه آن را ترجمه مينمايم چنين گويد ملل متمدنه اعتراض نموده‌اند به اينكه قوانين مدنيه تجويز قصاص نميكند و در اجتماعات امروزه قصاص كردن و فردى را از بين بردن نزد انسان متمدن مستهجن و غير معقول است و طبيعت بشرى از آن نفرت دارد و و جدان انسانى مانع از آنست