سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
164
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
تشكيل ميدهد و اگر نبود آن قوه دافعه كه در هر موضوعى زائد بر قدر معلوم و اندازه معين را دفع نمايد به آن قوه جاذبه تمامى ذرات با هم يكى گشته و يك صورت وحدانى تشكيل ميدادند اين است كه مدبر و ناظم عالم در هر ذرهاى دو قوه نهاده كه به يكى اجزاء را به خود جذب نمايد و به ديگرى زياده بر قدر احتياج را دفع نمايد و نيز قوه ديگرى است كه آن را ماسكه گويند كه اجزاء جمع شده را تا مدت محدودى نگاه ميدارد . محبت نفسانى آن ميل و رغبت به چيزى است كه ملايم با نفس باشد هر چيزى كه در ادراك آن لذت و راحت طبيعى باشد محبوب و مطلوب وى است و به عكس آنچه منافى ميل طبيعى است از آن الم و نفرت پديد ميگردد اين است كه محبت و شوق لازمه حيات است و چون در جمادات ادراك ملايم و منافى يافت نمىگردد و محبت به اين معنى نيز در باره آنها صدق نمىكند چنانچه حيات نيز كه مبدء ادراك و شعور است در آنها مفقود است و محبت نفسانى اقسامى دارد كه تمامى آنها ناشى از محبت هر كسى است به خودش محبت روحانى اختصاص به انسان كامل دارد و حيوانات بالمره فاقد اين نوع از محبت ميباشند و اكثر مردم اگر چه باعتبار فطرت انسانى خود قابل چنين محبتى ميباشند لكن امور طبيعى و حظوظات شهوانى آنها را چنان مشغول نموده كه آن حس انسانيت را از آنان گرفته و احساس چنين محبتى نمىكنند آرى كسى كه از مرتبه حيوانيت قدمى بالاتر نگذاشته چگونه ممكن است نور محبت كه ناشى از معرفت است در قلب وى پديد گردد . اگر آن چشم قلبى كه آن را بصيرت باطنى گويند باز شود خواهى ديد چه اندازه ادراك آن قوى و مدرك آن چقدر لذتبخش است و لذتى كه از ادراك امر روحانى حاصل ميگردد هيچ طرف مقايسه نيست با لذت محسوسات مادى اين است سرّ اينكه صاحبان عقل و قلب سليم بقدرى اشتياق بعالم إله و امور روحانى دارند كه تمامى لذات مادى را بدور انداخته و چشم و گوش ظاهر خود را بسته تا اينكه چشم و گوش باطنى آنها باز شود و از آن مناظر روحانى محظوظ گردند و تو در عدم ادراك اين نوع از محبت معذورى زيرا كه محبت فرع معرفت است تا چيزى را نبينى و نشناسى و ادراك حسن