سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

135

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

ميگردد همانطور هم از تعاقب حوادث و تأثرات تصور ماده و از تعاقب احوال نفسانى تصور نفس در ذهن پديد مىگردد و منشأ آن قوه خيال است . و به دو جهت امر براى قائلين بجوهريت نفس مشتبه گرديده و گمان ميكنند نفس جوهرى است مستقل بذات خود ، يكى پى در پى در آمدن معلومات و صور ادراكيه و سرعت ورود آنها در مركز دماغ ، و ديگر باقى ماندن علوم در ذهن با اينكه بدن در تغيير و تبديل دائمى است . و گويند اشتباه آنها از جهت خطاء در حس است و ذهن بشر مثل حوضى ماند كه از طرفى آب داخل آن گردد و از طرف ديگر به همان مقدار آب خارج شود كه در حس چنين به نظر مىآيد كه آب حاضر همان آب اولى است ، و نيز اگر شكلى در آن حوض نمايان گردد البته با تبديل آب آن شكل تبديل يابد و عوض مىگردد لكن در حس بصر يكى مينمايد و چنين گمان مىشود كه اين همان شكل اولى است . پس نتيجه مقالات فاسده آنان چنين مىشود كه روح و نفس مجردى در كار نيست بلكه غير از ماده و ماديات چيزى قائل نيستند حتى وجود خدا را منكرند و گويند هر چه هست مادى و از تأثرات خارجى پديد گرديده و ادراكات ما از تأثير و تأثر بين جزء عصبى و مواد خارجى انجام مىگيرد و چنين گمان مىشود كه نفس انسان واحد و بسيط است در صورتى كه نفس نيست مگر تصويرات متراكمى كه از خارج در آن پديد ميگردد پس روح و نفس بشر نه واحد حقيقى است و نه بسيط و گويند اگر نفس از كليه تصورات و صور ذهنى برهنه و عارى گردد معدوم مىشود . پاسخ شكى نيست كه ما علم وجدانى بوجود و بمعلومات و مشهودات خود داريم و وقتى رجوع به خود نمائيم خود را بهويت و شخصيت مىشناسيم بدون اينكه چيزى به خود ضميمه نمائيم و در هيچ حالى نه در خواب و نه در بيدارى از خود غافل نيستيم و همان خودى و هويت خود را نفس يا روح و روان مىناميم .