سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

131

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

و اينكه در اذهان ذكر خير آنها بماند يا مردم آنها را بشرافت و فضيلت ياد كنند شرافت و فضيلتى براى آنان تأمين نميگرداند ، آيات قرآنى و كلام الهى بالاتر از آنست كه يك امر موهومى را مدرك قرار دهد و چنين فضيلتى راجع به آن اظهار نمايد و نيز اگر مقصود چنين باشد اينكه فرموده زنده‌اند و شما نمىفهميد و نزد پروردگار روزى دارند و از عطاى پروردگار خوشحال و متنعم‌اند تمام اينها لغو ميگردد . پس از اين بيان معلوم مىشود كه اين آيات دلالت واضح دارد كه مقصود از حيات بعد از مرگ حيات حقيقى و زندگى هميشه‌گى است و آن حيات برزخى است و عالم برزخى عالمى است متوسط بين عالم دنيا و عالم قيامت كه بدلالت عقل و نقل ثابت گرديده كه انسان پس از مرگ روح وى با بدن مثالى كه در صورت مثل همين بدن دنيوى است و آن اصل محفوظ و جوهر حيات است منتقل ميگردد در عالم برزخ اگر از سعدا و نيكوكاران است متنعم و اگر از اشقياء و تيره‌بختان است معذب خواهد بود تا وقتى كه قيامت بر پا گردد و براى چشيدن عذاب جسمانى يا ادراك تنعمات جسمانى روح عود مينمايد به بدن عنصرى جسمانى و تخصيص در آيه بشهداء براى شرافت و فضيلت آنهاست كه ايشان پس از شهادت در عالم قدس و در دار كرامت الهى با كمال شرافت مبتهج و متنعم ميباشند . و بين قائلين بحيات پس از مرگ گفتارى است و اختلاف اقوال مبنى بر اين است كه حقيقت انسانى چيست و چه جزء اوست كه پس از مردن باقى ماند . بعضى از مفسرين در مقام بيان بر آمده كه مختصرى از آن را در اينجا ترجمه مينمايم : 1 - حكماء و بسيارى از دانشمندان متكلمين و كسانى كه روح بشر و حقيقت انسانى را مجرد از ماده ميدانند به اين معنى كه گويند روح بشر مثل جسم نيست و از زمان و مكان و مقدار لوازم جسمى مبرا و بر كنار است و حلول در ماده ندارد و آن همان است كه از آن تعبير « به من » ميكنيم بنا بر اين مطلب خيلى واضح است كه پس از فناء بدن روح باقى است و فناء در آن راه ندارد زيرا بدن فانى ميگردد به علت اينكه تركيب شده از اضداد است ، و بقاعده مسلم بين حكماء هر مركبى بالاخره مندك خواهد گرديد اما