سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
126
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
كه بنده قرار ميدهد خدا را در نفس خود . ظاهرا مقصود اين است كه مقام و منزلت هر كسى نزد پروردگار به قدر معرفت وى است بمقام الوهيت بقدرى كه خدا را مىشناسى و عظمت و بزرگوارى او بر قلب تو مستولى گرديده به همان قدر شرافت و منزلت نزد او پيدا نمودهاى اگر خدا را بصفت قدرت شناختى و در مقابل نفوذ قدرت او خود را ناچيز دانستى يا او را بمقام الوهيت شناختى و خود را ببندگى و ذلت يافتى يا اينكه او را بمقام بىنيازى و غنا و وجود مطلق دانستى و خود را به فقر و نيازمندى تميز دادى بدانكه بهرهاى از اوصاف جمال الوهيت را دارا گشتهاى يعنى معرفت تو به اين اوصاف بقدرى است كه مظهر و نماينده صفات الهى گرديدهاى و نور صفات جلال خداوندى در دل تو پرده افكنده و اشراق نموده و در اثر روشنى نور الوهيت خدا را شناختهاى زيرا چنانچه در جاى خود مبرهن گرديده ممكن نيست انسان چيزى بداند يا معرفت به آن پيدا كند مگر بقدرى كه در خود او از آن چيز موجود باشد دانشمندان گفتهاند اگر بقعر دريا روى يا بكرات و اطراف آسمانها بگردى غير از خود چيزى نيابى . پس اينكه ميفرمايد كسى كه ميخواهد بداند منزلت و مقام وى نزد خداوند چقدر است ببيند منزلت خدا نزد او چقدر است يعنى مقام او بقدرى است كه داراى صفات الهى گرديده و به همان قدر خدا را شناخته آن وقت به خدا خدا را ميشناسد و در واقع خدا را به قدر خودش شناخته پس مقام او نزد إله به قدر معرفت وى است بنفس خود كه آينه مانند در مقابل نور عظمت خداوندى كسب نور نموده و عارف به خود و خداى خود گرديده من عرف نفسه فقد عرف ربه ، اعرفكم بنفسه اعرفكم بربه . اهل معرفت گويند هر كس خود را بصفت عبوديت شناسد پروردگار خود را بصفت ربوبيت شناسد و هر كس خدا را بعظمت و بزرگوارى و سلطنت شناسد خود را به فقر و ذلت و مسكنت شناسد . از يكى از عرفا پرسيدند خدا را بچه چيز شناختى گفت به اين شناختم كه هر وقت قصد معصيتى مينمايم عظمت و جلال خداوندى را به ياد ميآورم و از معصيت خوددارى ميكنم . آرى اگر ذرهاى از نور معرفت در قلبى بتابد اثر آن در ظاهر پديد ميگردد و پديد