سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

124

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا سوره كهف آيه 38 ، و بيشترين مردم چنين‌اند كه عالم به خدا ميباشند لكن اشتغال به دنيا آنها را از ذكر حق تعالى غافل گردانيده ، و گاهى ذكر مقابل نسيان آيد و آن وقتى است كه مطلب بالمره فراموش گردد . و ذكر بمعنى حقيقى همان است كه مقابل غفلت يا نسيان و فراموشى آيد و ذكر لسانى بدون توجه معنوى چندان آثارى بر آن مترتب نميگردد اگر لفظ و معنى با هم توأم گردد بطورى كه لفظ كاشف معنى و گوينده هنگام ذكر متوجه بمذكور باشد و او را در نظر آرد البته از ذاكرين محسوب ميگردد ، لكن ذكر خالى از معنى غير از لغلغه لسانى چيز ديگرى نخواهد بود مگر اينكه بگوئيم خداوند تفضلا ثوابى بر آن مرتبت ميگرداند لكن آن ذكرى نيست كه خداوند نيز بپاداشت آن ذاكر را ياد كند چنانچه فرموده فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ كه بنده وقتى در مورد رحمت و الطاف رحمانى واقع ميگردد و خداوند به نظر لطف و رحمت او را مينگرد كه او به تمام قوى و مشاعر رو به او آرد و از غير بگسلد و به او پيوندد چنين كسى در محيط رحمت حق تعالى واقع گرديده و ذكر او كاشف از ذكر حق و ياد كردن او عظمت حق را دلالت دارد بر ياد حق تعالى وى را و البته چنين ذكرى قلبى است نه ذكر لسانى زيرا چنين اثرى بر ذكر زبانى بدون تذكر قلبى مترتب نخواهد شد . و ذكر زبانى از حمد و ستايش و قرائت كتاب الهى را اگر چه ذكر ناميده‌اند مثل اينكه در شأن قرآن است وَ هذا ذِكْرٌ مُبارَكٌ أَنْزَلْناهُ شايد اينها را ذكر ميگويند باعتبار اينكه زبان ترجمان دل است اول دل گويا ميگردد پس از آن زبان بتوسط الفاظ همان معنى را در لفافه حروف پيچيده اظهار مينمايد . و ممكن است گفته شود براى ذكر مراتبى است مرتبه نازل او همان اذكار زبانى است و مرتبه عالى آن تذكر قلبى است . خلاصه آن ذكرى كه ذاكر را در مورد توجه و نظر رحمانى و رحيمى حق تعالى واقع ميگرداند همان توجه به حق و به ياد او بودن است .