الشيخ الأنصاري

53

مناسك حج ( فارسي )

و زايد از باب مقدمهء علميه بوده باشد ، و اين نيّت را در ذهن باقى بدارد تا وقتى كه محاذى حجر شود كافى خواهد بود ، و اگر آن چه در قلب حاضر است ، استدامهء آن نيز دشوار باشد ، حاجت به آن هم نيست بنابر اين كه نيّت داعى بر فعل است ، و اين وجه اقوى و احوط است ، و بر همين محمول است آن چه به صحت پيوسته است كه حضرت فخر كاينات صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم سواره طواف بجا آوردند . دوّم : ختم نمودن هر دورى است به حجر الأسود ، و اين معنى متحقق نمىشود الَّا بعد از محاذات جزء اوّل بدن به جزء اوّل حجر ، و در اينجا نيز اگر به جهت تحصيل علم به اتمام دوره قدرى زيادتر برود به قصد آن كه زايد مقدمه اى است خارج به جهت تحصيل علم به محاذات ، كافى خواهد بود . سوّم : آنكه در جميع احوال طواف ، خانه را به دست چپ گيرد ( گذارد - خ ل ) پس اگر شخص در بعض اجزاء طواف روى به خانه كعبه كند به جهت بوسيدن اركان يا غير آن ، يا آن كه به صدمه حجّاج در وقت ازدحام پشت به خانه يا روى به خانه شود ، آن جزء از طواف محسوب نخواهد بود ، و واجب است اعادهء همان جزء نمايد ، و از اينجا اشكال مىشود در وقت گذشتن از دو باب حجر اسماعيل عليه السلام كه اگر شخص از حجر الأسود بيايد در حالتى كه خانه در دوش چپ باشد و از باب حجر به همان خط مستقيم كه داشت بگذرد ، خانه در وقت محاذات باب حجر از دوش چپ او رد مىشود و به پشت سر او مىافتد اگر چه حجر در دوش چپ هست ، لكن او مصداق بيت نيست ، و از اين جهت بعض محتاطين قبل از رسيدن به باب حجر قدرى بدن خود را كج مىكنند به