محمد كاظم رحمان ستايش
4
آشنايى با كتب رجالى شيعه ( فارسى )
واسطه با راوى پديد مىآمد و براساس اين آشنايى است كه برخى راويان راوى ديگر را توثيق يا تضعيف كردهاند . اينگونه شناخت را مىتوان شناخت واقعى و حقيقى راوى ناميد . پس از اين دوره در دورهاى نه چندان طولانى كه ديگر شناخت بسيارى از راويان بدون واسطه امكان نداشت شهادتها و بينهها بودند كه به معرفى راويان پرداختند و شناخت ظاهرى را نسبت به اشخاص سبب شدند تا آنكه در قرن چهارم و پنجم ، تمامى اطلاعات رجالى موجود در آن عصر در كتابهايى گرد آمد و از آن پس تنها راه شناخت اين راويان ، به مراجعه به منابع مكتوب و استفاده از اطلاعات رجالى موجود در آنها منحصر گشت . بر اين اساس نوعى شناخت علمى از راويان امكانپذير شد كه از كنار هم گذاشتن اسناد علمى ، نقلقولهاى مختلف ، گردآورى اطلاعات گوناگون و تحليل آنها حاصل مىشد . در عصر حاضر نيز از آنجا كه مرسومترين طريق شناخت راويان حديث شيوهء شناخت راويان از طريق كتب و منابع مكتوب است لذا شناخت منابع رجالى ، شيوه نگارش و اطلاعات موجود در هريك از آنها نقش ابزارى مهمى در بازشناسى راويان دارد و يك محدث براى داورى در مورد وضعيت يك حديث چارهاى جز آشنايى با اين كتب و مراجعه و استفاده از آنها ندارد . با اين توضيح روشن شد كه آشنايى با كتب رجال شيعه تنها يك بحث كتابشناسى نيست بلكه در واقع آشنايى با منابع و اسناد علمى و شيوههاى استفاده از آنها را دربردارد . ب ) رابطهء علم رجال و كتب رجالى نسبت علم راوىشناسى از يكسو و كتب رجالى از سوى ديگر شبيه نسبت بين زبانهاى مختلف و ادبيات خاص آنهاست . بدين معنى كه ابتدا سخنان شفاهى و مكتوب راوىشناسان وجود داشت و بر پايهء آن ، علم رجال صورت وجود بهخود گرفت . گفتههاى شفاهى رجاليون و به دنبال آن پيدايش كتب رجالى و نيز پيدايش و استفاده از كتبى كه هرچند با هدف راوىشناسى نگاشته نشده بودند ولى بهرهء رجالى