سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
88
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
تقدير با دعوت عباسيان همراه شد ؛ عمر بن عبد العزيز خلافت اموى را به دست گرفت ( 99 ق ) و به عدل و تقوا و صلح دوستى شهرت يافت . وى دشنام دادن به على بن ابى طالب عليه السّلام را بر منابر ممنوع كرد « 1 » و رفتوآمد بنى هاشم ، چه علوى و چه عباسى را آزاد اعلام نمود و از ادامه ظلم و ستم به ايشان ، كه در سراسر خلافت اموى معمول بود ، ممانعت به عمل آورد . « 2 » اين روش به محمد بن على عباسى فرصت داد تا فعاليت خود را توسعه دهد و با آزادى كامل داعيان عباسى را گرد آورد و براى دعوت عباسيان - كه هنوز نوپا بود - فرصت مناسبى را فراهم آورد كه رشد كند و شكوفا شود . از اين لحاظ ، مورّخان سال 100 ق را نقطه جهش دعوت مخفى عباسيان مىدانند . بسيارى از مسلمانان در آن روزگار بر اين باور بودند كه پايان يك قرن و آغاز قرن جديد بشارتدهندهء دگرگونى اوضاع است . دگرگونىاى كه انتظار آن مىرفت ، نابودى خلافت بنى اميه و پيروزى بنى هاشم بر ايشان بود . ازاينرو ، بسيارى آغاز سال 100 ق « 3 » و به خلافت رسيدن عمر بن عبد العزيز عادل را به فال نيك گرفته ، آن را مرحلهء انتقالى خلافت از بنى اميه به بنى هاشم فرض كردند . اما اين آرزوهاى بزرگ به سرعت محقق نشد . خليفه عادل اموى پس از مدت كوتاهى ، يعنى پس از دو سال و پنج ماه خلافت ، درگذشت . گزارش برخى مورّخان حاكى است كه عمر بن عبد العزيز توسط طيفى از امويان كه از مداراى او با علويان ناراضى بودند ، كشته شد . جانشين وى يزيد بن عبد الملك بود كه در مدت چهار سال خلافتش ناآرامى همه جا را فراگرفت . بعد از او هشام بن عبد الملك خليفه شد . وى يكى از قوىترين شخصيتهاى خاندان اموى بود . دعوت عباسى كه هنوز در ابتداى راه و در حال نضجگيرى بود ، در اين زمان با دشمنى شديد و سرسخت روبهرو گرديد ، بخصوص اينكه دوران حكومت هشام بيست سال به طول انجاميد .
--> ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 94 . معاوية بن ابى سفيان سياست دشنامگويى به على بن ابى طالب عليه السّلام را از روى منبرها بنياد نهاد و ديگر خلفاى اموى در دورههاى بعد ، آن را ادامه دادند . ( 2 ) . ابن عبد الحكم ، سيرة عمر بن عبد العزيز ، ص 56 . ( 3 ) . محمد بن على عباسى در سال 100 ق به ياران خود در حميمه گفت : « اين همان موقعيتى است كه اميد و آرزويش را داشتيم ؛ چرا كه صد سال از تاريخ هجرت مىگذرد . ( دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 334 )