سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
54
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
يك از اين دو معنى و دو احتمال ، به وضوح حاكى از حمايت امام از حركات تند و پرخاشگرانهاى است كه زندگى روزمرهء معلى بن خنيس هم از آن حكايت مىكند . و جالب اين است كه اين معلى باب امام صادق عليه السّلام بوده كه اين مطلب و اين تعبير ( تعبير باب ) يكى ديگر از آن مباحث قابل تأمّل و تعقيب است . اين كسانى كه در روايات به عنوان « باب » ائمه عليهم السّلام معرّفى شدهاند چه كسانى بودند كه غالبا هم كشته يا به كشته شدن تهديد شدهاند ؟ مانند : يحيى بن امّ طويل ، معلّى بن خنيس ، جابر بن يزيد جعفى . . . يك بحث ديگر در زندگى ائمه عليهم السّلام زندانها و تبعيدها و تعقيبهاست . و به نظر بنده اين فصلى است كه بايد دقيقا دنبال شود و مطالب زيادى در آن قابل دقت و بررسى است كه اكنون وقت براى ورود در آن كافى نيست . بحث ديگر ، برخورد تند و زبان صريح و تيز ائمه عليهم السّلام در برابر خلفاست . نكتهء قابل دقت در اين بحث آن است كه اين بزرگواران اگر اشخاص محافظهكار و سازشكارى بودند بايد مثل ديگر علما و زهّاد آن عصر ، زبان نرم و لحن دور از معارضه را انتخاب مىكردند . مىدانيد كه علما و زهّاد زيادى بودند كه خلفا به آنها علاقه و شايد ارادت داشتند ، هارون مىگفت : كلّكم يمشى رويد * كلّكم يطلب صيد غير عمرو بن عبيد « 1 » ( هريك از شما در شتاب است و هريك از شما به دنبال طعمه خويش است به جز عمر بن عبيد . ) اينها خلفا را نصيحت مىكردند و حتى گاهى آنها را به گريه هم مىآورند ، اما مواظب بودند كه به آنان جبار و طاغى و غاصب و شيطان و هرچه اين معانى را برساند نگويند . اما ائمه عليهم السّلام مىگفتند ، حقايق را افشا مىكردند و ملاحظهء هيبت و قدرت زمامداران ، آنها را به سكوت وادار نمىكرد .
--> ( 1 ) . الحافظ ابى الفداء اسماعيل بن كثير دمشقى ، البداية و النهاية ، تحقيق على شيرى ، بيروت ، دار احياء التراث العربى ، چ اول ، 1408 ، ج 10 ، ص 85 .