سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

52

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

و مىرسد به اين بيت : ساسة لا كمن يرى رعية الناس * سواء و رعيته الانعام ( سياستمداران نه چون كسانى كه رعاياى انسانى - انسان‌هاى تحت حكومت - را با رعاياى حيوانى - چارپايان تحت نظر - يكى مىگيرند . ) اين نمونه روشن مىكند كه ائمه نسبت به اين‌كه عبد الملك مدح بشود حساس بودند ، اما دوستانى مثل كثيّر حساسيتشان روى « امام الهدى » بود ؛ مىگفتند : ما به او امام الهدى نگفتيم و اين نمونه خود علاقهء شديد خليفه را به اين‌كه به او امام الهدى بگويند نشان مىدهد . در زمان بنى عبّاس اين علاقه و اصرار بيشتر بود . مروان بن ابى حفصه اموى ، كه از شعراى مداح و وابسته و مزدور هم بنى اميه و هم بنى عباس بود . ( عجيب اين است كه وى در زمان بنى اميه شاعر دربار بود ، بعد كه بنى عباس بر سر كار آمدند باز شاعر دربار شد . چون شاعر بسيار قوى و زبان‌آورى بود ، آن‌ها هم او را با پول مىخريدند . ) هنگامى كه مدح بنى عباس را مىگفت ، اكتفا به اين نمىكرد كه از كرمشان و شجاعتشان و ديگر خصالشان بگويد ، بلكه آن‌ها را به پيغمبر نسبت مىداد و شئون و مقام‌هاى موردنظرشان را براى آنان ثابت مىكرد . يكى از شعرهاى او اين است : أنى يكون و ليس ذاك بكائن * لبنى البنات وراثة الاعمام « 1 » ( چه وقت چنين بوده و هرگز چنين نيست كه فرزندان دختر به جاى عموها ارث ببرند . ) يعنى چگونه چنين چيزى ممكن است كه دخترزادگان ، ارث عمو را ببرند ؟ خوب ، عموى پيغمبر عباس ارثى دارد و چرا دخترزادگان كه اولاد فاطمه هستند مىخواهند ارث او را ببرند ! ببينيد دعوا بر سر خلافت است ، يك جنگ حقيقى فرهنگى و سياسى است . و در مقابل ، آن شاعر طائى شيعى معروف ، يعنى جعفر بن عفان طائى ، مىگويد : لم لا يكون ؟ و ان ذاك لكائن * لبنى البنات وراثة الاعمام للبنت نصف كامل من ماله * و العلم متروك به غير سهام « 2 »

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 49 ، ص 109 . ( 2 ) . همان .