سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

410

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

حسن افطس و گروهى از آنان بدترين افراد در سيرت ، و زشت‌ترين افراد در كردار بودند . » سپس طبرى دو روايت دربارهء اين دو نفر نقل مىكند . او چنين مىآورد كه على بن محمد بن جعفر پسرى از قريش را پس از آن‌كه به زور وارد خانه‌شان شد ، ربود و با خود به بئر ميمون برد . اين پسر ، فرزند قاضى مكه بود و جمالى كم‌نظير داشت . مردم مكه خشم خود را آشكار كرده و در مسجد الحرام گرد آمدند ، دكان‌ها بسته شد و ساير حجاج هم به ايشان پيوستند . مردم ، محمد بن جعفر را تهديد كردند كه اگر پسرش على ، بچه ربوده شده را پس ندهد ، او را از خلافت خلع كرده و خواهند كشت . محمد ناچار در خانه‌اش پناه گرفت و از پنجره خانه‌اش مردم را مورد خطاب قرار داد و از كار پسرش اظهار بىاطلاعى كرد و از ايشان امان خواست تا نزد فرزند خود رفته ، پسر قاضى را به پدرش بازگرداند . روايت ديگر طبرى اين گونه است كه حسن بن حسن افطس به زن شوهردارى از بنى محزوم ، پيشنهاد عمل حرام داد و شوهر آن زن را تهديد كرد و دستور داد او را بگيرند . آن مرد از ترس مخفى شد . شبانگاه حسين گروهى از ياران خويش را فرستاد خانه را محاصره كردند و زن را به زور گرفتند . حسين آن زن را پيش خود داشت تا وقتى كه فرصت فرار دست داد و زن نزد كسان خويش بازگشت . « 1 » صاحب فخرى در مورد محمد بن جعفر مىگويد : « زمام امر محمد بن جعفر ديباج در دست پسر و يكى از عموزادگانش بود كه روش پسنديده‌اى نداشتند . » « 2 » گروهى از مردم مكه در بيعت با محمد ديباج ترديد داشتند . به همين دليل ، كسانى كه با او بيعت كردند به ولايت و حمايت از وى وفادار نماندند . به گزارش طبرى ، طالبيين مردمانى را از مكه و اطراف آن براى بيعت با محمد بن جعفر به زور يا به رضا و رغبت جمع كردند . هم‌چنين طبرى از رويگردانى بعضى از مردم مكه از يارى محمد بن جعفر سخن گفته است . « 3 »

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 125 - 126 . ( 2 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 201 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 125 .