سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
404
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
امامت محمد را شميطيه ، منسوب به يحيى بن ابى شميط معرفى كردهاند . مسعودى مىنويسد : « ايشان چند فرقه شدند ؛ بعضى غلو كرده و بعضى راه اعتدال برگزيده ، به طريقه اماميه رفتند . » « 1 » شهرستانى به جز اعتقاد ايشان به امامت محمد ، آراى خاصى كه اين فرقه را از ساير فرقههاى شيعه متمايز كند برايشان ذكر نمىكند . « 2 » گروهى ديگر از شيعيان اماميه ، عبد اللّه افطح را امام بعد از جعفر صادق عليه السّلام مىدانستند . « 3 » و چون عبد اللّه هنگام وفات ، فرزند پسر نداشت ، آنها امامت برادرش موسى كاظم عليه السّلام را پذيرفتند . گروهى ديگر از شيعيان به امامت اسماعيل ، فرزند امام صادق عليه السّلام معتقد بودند كه پيش از اين به آنان اشاره كرديم . طبرى محمد ديباج را چنين وصف مىكند : « او پيرى محبوب بود و به نرمخويى شهرت داشت و از رفتار زشت بيشتر مردم خاندان خويش به دور بود . او از پدرش جعفر بن محمد روايت مىكرد و مردم از او مىنوشتند . « 4 » ابو الفرج اصفهانى در بيان حال او مىگويد : « در ميان خاندانش مردى فاضل و محترم به شمار مىآمد . » « 5 » وى به واسطه صورت زيبا و نورانى و سيرت ستودهاش ديباج ناميده مىشد . « 6 » دلايل قيام مورّخان در بيان دلايل قيام محمد ديباج ، همداستان نيستند . طبرى روايت مىكند : محمد زهد و سكوت اختيار كرده بود تا اينكه شيعيانش دور او جمع شدند ، به قيام تشويقش
--> ( 1 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 26 . ( 2 ) . بهطور كلى شهرستانى مىگويد : « شميطيه ، ياران يحيى بن ابى شميطاند و معتقدند امام جعفر عليه السّلام گفت : صاحب شما بعد از من ، هم نام پيامبر شماست ، و پدر بزرگوار امام - رضوان اللّه عليهما - به ايشان فرموده بودند فرزندى براى تو متولد مىشود ، پس نام او را نام من بگذار و او امام بعد از توست ، پس امام بعد از جعفر عليه السّلام فرزندش محمد است . » ( الملل و النحل ، ج 1 ، ص 167 ) ( 3 ) . عبد اللّه بزرگترين فرزند امام جعفر صادق عليه السّلام بود ( شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 167 ) و به دليل صافى كف پاهايش افطح ناميده مىشد . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 125 . ( 5 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 537 . ( 6 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 27 .