سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
393
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
دل خوش نبود ؛ چرا كه خليفه او را والى جايى نساخته بود تا آنكه به سن پيرى رسيده بود و اكنون حكومت سرزمين حجاز را به او داده كه از نظر اقتصادى ، ولايتى فقير قلمداد مىشد . بنابراين ، داود ترجيح داد به عراق برود . اين امر نيروى مسرور را تضعيف كرد . او نمىخواست در جنگ با علويان تنها بماند ؛ چون مىترسيد كه اگر با ايشان بجنگد ، بيشتر مردم به علويان متمايل شوند . « 1 » پس ترجيح داد به داود ملحق شود ، ازاينرو ، به سوى عراق حركت كرد . حسين بن حسن ، والى علوى وارد مكه شد و خانه خدا را طواف كرد و سعى صفا و مروه را انجام داد و حكومت خود را بر مكه آغاز كرد . « 2 » دامنهء نفوذ محمد بن محمد ، امام و پيشواى جديد علوى گسترش يافت و هر روز ، نامهاى به محمد بن محمد مىرسيد كه خبر از فتح تازهاى داشت . همچنين مردم شام و جزيره به او نامه نوشتند مبنى بر اينكه منتظر فرستاده اويند تا سخن او را بشنوند و اطاعتش كنند . « 3 » حسن بن سهل ، متوجه وضعيت خطرناك پيش آمده شد ؛ چرا كه سلطه ابو السرايا را مشاهده مىكرد و اين واقعيت را مىديد كه لشكر او با سپاهى رودررو نمىشود ، مگر كه آن را شكست مىدهد و رو به سرزمينى نمىآورد ، مگر آنكه آنجا را فتح مىكند . « 4 » حسن متوجه سرخوردگى همه جنگجويانش در برابر ابو السرايا شد . آنان توان برابرى با نيروهاى ابو السرايا را نداشتند ، ازاينرو ، چاره آن ديد كه كار ابو السرايا را به سردارى دلير و كارآزموده بسپارد و اين فرمانده ، هرثمة بن اعين بود ، هرچند روابط بين اين دو ، تيره بود و هرثمه به سبب نصب حسن بن سهل به ولايت سرزمين عراق غضبناك شده و در اعتراض به اين انتصاب ، به حلوان رفته بود . « 5 » حسن پيكى به سوى وى گسيل كرد . اين پيك ، همان سندى بن شاهك بود . حسن از او مىخواست كه دشمنى و كينههاى
--> ( 1 ) . مردمان حجاز به علويان محبت مىورزيدند . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 121 . ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 534 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 119 . ( 5 ) . هرثمه ، هميشه مأمون را از فضل بن سهل برحذر مىداشت و به او يادآور مىشد كه فضل ، اخبار آشفتگىهاى دولت را از او نهان مىدارد . ( ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 107 / ابو الفداء ، المختصر فى اخبار البشر ، ج 2 ، ص 23 )