سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
389
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
كوشيدند اهالى كوفه را از پيوستن به سپاه ابو السرايا بازدارند ، اما ابو السرايا گاهى با خطابه و زمانى ديگر با شعر در دلهاى مردم شور و هيجان ايجاد كرد و توانست سپاهى براى جنگ با عباسيان بسيج كند . « 1 » نبرد شديدى بين دو طرف ، در آخر رجب سال 199 رخ داد كه منجر به شكست سپاه عباسى و هزيمت آنان شد . ابو السرايا به تعقيب آنها پرداخت تا جايى كه زهير بر او بانگ زد : واى بر تو آيا هزيمتى بيش از اين از ما مىخواهى ؟ تا كجا ما را تعقيب مىكنى ؟ ابو السرايا از تعقيب ايشان دست كشيد و سپاه كوفه ، غنايم بسيارى به دست آورد ، و تا آن روز مثل آن غنيمت به چنگ كسى نيفتاده بود . زهير به بغداد بازگشت و حسن بن سهل بر او خشم گرفت و با ميله آهنى به صورتش ضربهاى زد كه از آن ضربت يكى از دو چشمش از حدقه بيرون زد . اگر شفاعت بعضى از يارانش نبود ، حسن قصد كشتن وى را داشت ، اما بالاخره از او درگذشت . « 2 » اصفهانى توصيفى از ورود پيروزمندانه ابو السرايا به كوفه مىآورد كه بيانكنندهء توانايى شيعه و علوّ معنوى روح تشيع است . وى مىنويسد : « ابو السرايا وارد كوفه شد ، درحالىكه عدهء فراوانى از اسيران جنگى را به همراه داشت . افراد او سرهاى بسيارى از كشتگان را ، كه بر فراز نيزهها كرده يا به گردن اسبان آويخته بودند ، با خود داشتند . همراهان او از اهالى كوفه نيز درحالىكه سوار بر اسب بودند و سلاح دربر داشتند ، پيروزمندانه آمدند و روحيه آنان در اثر پيروزىهايى كه خداوند روزيشان كرده بود ، محكم و عالى بود . » « 3 » حسن بن سهل قرار گذاشت كه يك بار ديگر با ابو السرايا مقابله كند ، ازاينرو ، سپاه جديدى آماده كرد و فرماندهى آن را به عبدوس بن عبد الصمد داد و هدايايى بر او نثار كرد و دست راست او را گرفت و به وى در صورت پيروزى بر ابو السرايا ، وعدههاى گوناگون داد . ابو السرايا براى رويارويى با او از كوفه خارج شد و شعار خود را « يا فاطمى يا منصور »
--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 528 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 118 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 88 . ( 3 ) . شمار اين سپاه ، هزار سوار و سه هزار پياده بود . ( اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 530 )