سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

35

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

امامم » نمىرسيد . بايد دين مردم درست مىشد ، بايد اخلاق مردم درست مىشد ، بايد مردم از اين غرقاب فساد بيرون مىآمدند ، بايد جهت‌گيرى معنوى ، كه لب اللباب دين و روح اصلى دين است ، دوباره در جامعه احيا مىشد . لذا شما مىبينيد اكثر زندگى امام سجاد عليه السّلام و كلمات آن حضرت در زهد است ؛ همه‌اش زهد . حتى در شروع يك سخن مربوط به هدف‌هاى سياسى نيز مىفرمايد : « ان علامة الزاهدين فى الدنيا الراغبين فى الآخرة ، . . . » « 1 » ( نشانهء زهدورزان در دنيا و مشتاقان آخرت . . . ) و يا در يكى از كلام‌هاى كوتاه خود دنيا و رنگ و لعاب مادّى آن را كه براى همه جاذبه داشت اين‌طور توصيف مىكند : « أولا حرّ يدع هذه اللماظة لأهلها يعنى الدنيا فليس لأنفسكم ثمن الا الجنة فلا تبيعوها بغيرها » ؛ « 2 » ( آيا آزادمردى نيست كه اين باقى مانده غذايى را كه در لابه‌لاى دندان‌ها مانده است را براى اهلش رها كند ؟ مقصود دنياست ؛ چرا كه جان شما قيمتى جز بهشت ندارد پس آن را به غير از بهشت نفروشيد . ) كلمات امام سجاد بيشترينش زهد است ، بيشترينش معارف است ، اما معارف را در لباس دعا بيان مىكند . چون همان‌طورى كه گفتيم ، اختناق در آن دوران و نامساعد بودند وضع ، اجازه نمىداد كه امام سجاد با آن مردم بىپرده و صريح حرف بزند . نه فقط دستگاه‌ها نمىگذاشتند ، مردم هم نمىخواستند ، اصلا آن جامعه يك جامعهء نالايق و تباه شده و ضايع بود كه بايد بازسازى مىشد . 34 - 35 سال ، از سال 61 تا 95 زندگى امام سجاد اين‌طور گذشت . البته هرچه مىگذشت وضع بهتر مىشد . لذا در همان حديث « ارتدّ الناس بعد الحسين » امام صادق عليه السّلام سپس مىفرمايد : « ثم انّ الناس لحقوا و كثروا » ؛ « 3 » بعدا مردم ملحق شدند و زياد شدند . و ما مىبينيم كه همين‌طور است و دوران امام باقر عليه السّلام كه مىرسد ( بعدا عرض خواهم كرد ) وضع فرق كرده است . اين به خاطر زحمات 35 سالهء امام سجاد است . در كلمات امام سجاد توجه به كادرسازى هم هست . در كتاب شريف تحف العقول

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 75 ، ص 128 . ( 2 ) . همان ، ص 306 . ( 3 ) . همان ، ج 46 ، ص 144 .