سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
348
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
الرّشيد به مردم اجازه رفت و آمد به قصرى را داد كه يحيى در آن اقامت داشت . بر اين اساس ، افراد فراوانى به قصر رفت و آمد مىكردند و به يحيى سلام مىدادند و خوش آمد مىگفتند . مردم چون ديده بودند كه هارون الرّشيد خود به استقبال و خوشآمدگويى يحيى آمده ، ترسشان از حكومت زايل شده بود . در اين ميان ، بعضى از خواصّ هارون به علويان حسادت مىكردند ؛ چون منافعشان در ادامهء جنگ بين خاندان على و خاندان عباس بود . پس اينها نزد هارون آمدند و او را از اقبال مردم به ديدار پيشواى علوى ترساندند و هارون را نسبت به او بدگمان ساختند . آنها مىگفتند : « اين فرد نزديكانت را عليه تو مىشوراند . » سرانجام اين بدخواهان در تحقق هدفشان موفق شدند و رفتار رشيد به تدريج با يحيى دگرگون شد . او مراقبانى بر قصر يحيى گماشت . اين جاسوسان ، اخبار مردمى را كه به ديدار يحيى مىآمدند و نزد او در تردد بودند ، به هارون منتقل مىكردند . هرگاه هارون از يحيى دربارهء اين افراد مىپرسيد ، او مىگفت : ايشان جزء همان هفتاد نفرى هستند كه هارون در عهدنامهاش آنان را امان داده است . در عهدنامه به هفتاد تن از ياران يحيى ، بدون اينكه نامشان مشخص باشد ، امان داده شده بود . سرانجام هارون روزى يحيى را احضار كرد و به او گفت : از خدا بترس و آن هفتاد نفر اصحاب خود را معرفى كن تا امان تو به هم نخورد . يحيى از افشاى نام ياران خود پرهيز كرد . اين امر موجب خشم هارون گرديد . او متوجه شد كه اطرافيانش به حق ، وى را از يحيى برحذر مىداشتند ، پس رشيد به خواص و اطرافيان خود گفت : « اين مرد ، ياران خود را نام نمىبرد و هرگاه نام مردى را مىشنوم كه كارهاى خلافى انجام داده و قصد دستگير كردن او را مىكنم مىگويد : اين از همان كسانى است كه تو بدانها امان دادهاى . « 1 » از اين به بعد يحيى تحت مراقبت شديد هارون قرار گرفت . « 2 »
--> - محركان وى بود . سبب آن ، دشمنى او با برامكه و حسادتى بود كه به فضل بن يحيى برمكى مىورزيد ؛ چون فضل در خاتمه دادن به قيام يحيى علوى نقش مهمى داشت . ( مقاتل الطالبيين ، ص 473 ) ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 482 . ( 2 ) . يحيى بن عبد اللّه تحت نظارت مردان هارون قرار گرفت . در همان زمان ، حادثهاى پيش آمد و آن اين -