سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
33
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
منحرف بودند و آنگاه از امام سجاد عليه السّلام روايت مىكند كه فرمودند : « ما بمكة و المدينة عشرون رجلا يحبنا » ؛ « 1 » بيست نفر در همهء مكه و مدينه نيستند كه ما را دوست داشته باشند . اين وضع دوران امام سجاد عليه السّلام است در آن وقتى كه ايشان مىخواهد كار عظيم خود را شروع كند و اين همان دورانى است كه امام صادق عليه السّلام بعدها فرمودند : « ارتد النّاس بعد الحسين الا ثلاثه . . . » « 2 » بعد از ماجراى عاشورا فقط سه نفر ماندند ، و سه نفر را اسم مىآورد كه ابو خالد الكابلى ، يحيى ابن ام الطويل و جبير بن مطعماند . البته علامه شوشترى احتمال مىدهند كه جبير بن مطعم درست نيست و حكيم بن جبير بن مطعم است و در بعضى از نقلها محمد بن جبير بن مطعم است . در بحار الانوار رواياتى هم هست كه چهار نفر را ذكر مىكند و در بعضى از روايات پنج نفر را . اينها با هم قابل جمعند . اين وضع امام سجاد عليه السّلام ، كه در يك چنين زمين قفرى « 3 » آن حضرت مشغول كار خودشان مىشوند . حالا امام سجاد بايد چه كار كند ؟ مسؤوليت امام سجاد عليه السّلام امام اگر بخواهد آن هدف را تعقيب كند سه مسؤوليت بر دوش خود حس مىكند : اولا ، بايد معارف دين را به مردم زمان خودش تعليم بدهد . ما اگر بخواهيم يك حكومت اسلامى به وجود بياوريم ، امكان ندارد بدون اينكه مردم را با معارف دينى آشنا كرده باشيم بتوانيم اميد آنچنان حكومتى را داشته باشيم . بنابراين ، كار اول اين است كه معارف دينى به مردم تعليم داده بشود . ثانيا ، مسئلهء امامت كه يك مسئلهء مهجورى شده و كلا از ذهنها دور شده و يا بد معنا شده ، براى مردم تشريح و در ذهنهاى مردم بازسازى بشود : امامت يعنى چه ؟ كى بايد امام باشد ؟ امام چه شرايطى دارد ؟ چون بالاخره جامعه امام داشت و آن عبد الملك بود . مردم او را امام مىدانستند . پيشواى جامعه بود . بعدا در بحث « امام » عرض خواهم كرد كه
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . همان ، ج 46 ، ص 144 . ( 3 ) . قفر : بيابان بىآبوعلف . در اينجا كنايه از تنهايى امام سجاد عليه السّلام است .