سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
320
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
آن گروه از هاشميانى كه در زمان قيام نفس زكيه هوادار عباسيان بودند ، بر والى مدينه به سبب رفتارى كه با علويان كرد ، احتجاج كردند و گفتند : دور از كرامت است ، از اين پس نبايد از بنى هاشم كسى را بدين شكل رسواسازى و از روى ستم به آنها اهانت كنى ! « 1 » حسين بن على نزد والى مدينه آمد و اتهام شرب خمر را از علويان رد كرد و از والى خواست كه ايشان را آزاد كند ، اما والى خواسته وى را اجابت نكرد و علويان را يك روز و يك شب در زندان نگه داشت . حسين بار ديگر آمد و مسئله علويان را مطرح كرد . والى نيز ايشان را آزاد كرد به اين شرط كه حسين ضمانت حسن را به عهده گيرد و اينكه هر روز نزد او بيايد و والى را از حال حسن آگاه سازد . « 2 » والى مدينه يكى از موالى انصار به نام ابو بكر بن عيسى حائك را مأمور كرد كه همه روزه مراقب علويان باشد . برحسب اتفاق ، حسن بن محمد كه به تازگى ازدواج كرده بود ، در اين احضارهاى روزانه ، مشاهده نشد و طى سه روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه غايب بود . علويان براى اداى نماز جمعه به مسجد مدينه آمدند و چون نماز تمام شد ، ابو بكر بن عيسى حائك آنان را تا نماز عصر در مسجد نگه داشت . سپس آنان را يكيك خواست و اساميشان را خواند و چون حسن بن محمد را در بين آنان نيافت ، جوياى حال او از دو كفيلش حسن بن على و يحيى بن عبد اللّه بن حسن شد و آن دو را به زندان تهديد كرد ، مگر اينكه حسن را بياورند . در آن روز ، هفتاد تن از شيعيان كه براى شروع موسم حج به مدينه آمده بودند ، به سختى با اين حائك درگير شدند . همچنين بين يحيى بن عبد اللّه و ابن حائك سب و ناسزا ردوبدل شد . ابن حائك هم خشمگين نزد والى آمد و آنچه را در مسجد روى داده بود ، براى وى بازگفت . والى هم حسين بن على و يحيى بن عبد اللّه را خواست و آن دو را توبيخ و تهديد كرد . « 3 » گفتوگويى كه در مجلس والى مدينه درگرفت جرقهء بروز انقلاب حسين بن على را
--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 444 . ( 2 ) . همان ، ص 44 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 411 .