سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

30

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

عبد الملك تعبير « خليفة اللّه » در اشعار تكرار شده كه آدم يادش مىرود كه خليفه ، خليفهء پيامبر هم هست . تا زمان بنى عباس هم ادامه داشته و در شعر بشار بن برد كه در هجو يعقوب بن داوود و منصور گفته نيز همين تعبير آمده : ضاعت خلافتكم يا قوم * فالتمسوا خليفة اللّه بين الزّق و العود . « 1 » ( اى قوم خلافتتان ضايع شد اينك خليفه را در ميان مشك شراب و ساز بجوييد . ) حتى وقتى هم مىخواست خليفه را هجو بكند باز خليفة اللّه مىگفت ! همه جا در اشعار شعراى معروف آن زمان مثل جرير و فرزدق و نصيب و صدها شاعر بزرگ و معروف ديگر ، وقتى مدح خليفه را مىسرودند خليفة اللّه مىگفتند . اين يك نمونه از اعتقادات مردم است ، و ايمان ، اين جور نسبت به مبانى دين سست شده بود . 3 . فساد اخلاقى اخلاق مردم نيز به شدت خراب شده بود . نكته‌اى را من در خلال مطالعهء كتاب اغانى ابو الفرج بازيافتم و آن اين‌كه در سال‌هاى حدود 80 و 90 هجرى تا 50 ، 60 سال بعد از آن ، بزرگ‌ترين خواننده‌ها ، نوازنده‌ها ، عياش‌ها و عشرت‌طلب‌هاى دنيا يا از مدينه‌اند و يا از مكه . هر وقت خليفه در شالم دلش تنگ مىشد و هوس غنا مىكرد و خواننده و نوازندهء برجسته‌اى مىخواست ، كسى را از مدينه و يا مكه ، كه مركز خواننده‌ها و نوازنده‌هاى معروف و مغنىها و خنياگران برجسته بود ، براى او مىبردند . بدترين و هرزه‌سراترين شعرا در مكه و مدينه بودند . مهبط وحى الهى و زادگاه اسلام مركز فحشا و فساد شده بود . خوب است ما اين حقايق تلخ را دربارهء مدينه و مكه بدانيم . متأسفانه در آثار رايج ما از زندگى ائمه ، از چنين چيزها اثرى نيست . در مكه شاعرى بود به نام عمر بن ابى ربيعه ، يكى از آن شاعرهاى عريان گوى بىپردهء هرزه ، و البته در اوج قدرت و هنر شعرى . داستان‌هاى او و اين‌كه اين قبيل شاعران چه مىكردند يك فصل مشبعى از تاريخ غم‌بار آن

--> ( 1 ) . ابى بكر احمد بن على الخطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، تحقيق مصطفى عبد القادر عطا ، بيروت ، دار الكتب العلميه ، چ اول ، 1417 ه ق ، ج 14 ، ص 264 .