سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

293

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

منسوب است . « 1 » البته ما ديدگاه‌هاى مختلف را مىآوريم و عمق دشمنى كتاب‌هاى سنى را با شيعيان به‌طور عموم ، و با فاطميان به‌طور خصوص ، مىدانيم . دعوت اسماعيلى به دست عبد اللّه بن ميمون وارد مرحله جديدى شد . او اهواز « 2 » را مركز تحركات خود قرار داد و از اين شهر ، داعيان خود را به نقاط مختلف فرستاد . اين امر باعث شد اموال زيادى به سوى او جلب شود . او دعوتش را در پس پردهء تشيع و علم مخفى كرد و بر آن شد كه ادعاى نبوت كند ، اما كسى او را اجابت نكرد و شيعه و معتزله بر او شوريدند و به خانه‌اش يورش بردند ، ازاين‌رو ، وى به بصره گريخت ، درحالىكه يكى از داعيانش به نام حسين اهوازى او را همراهى مىكرد . پس از آن ، عبد الله بن ميمون براى محمد بن جعفر صادق دعوت كرد ، اما طولى نكشيد كه او و داعىاش حسين اهوازى به سلميّه رفتند ، و در آن‌جا فرزندش احمد ، كه بعد از پدر امر دعوت را عهده‌دار شد ، به دنيا آمد . حسين اهوازى يكى از اعيان خود را به عراق فرستاد و آن داعى در آن‌جا با حمد بن اشعث ، معروف به قرمط « 3 » در منطقه سواد كوفه ملاقات كرد . « 4 » بعد از مرگ احمد بن عبد اللّه بن ميمون قداح ، فرزندش حسين ، و بعد از مرگ حسين ،

--> - كه نشانه آن تاريكى است . مشهورترين فرقه‌هاى اين عقيده ، زرتشتى ، مانوى ، مزدكى ، ديصانى و مرقونى است ( شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 2 ، ص 35 - 58 ) و مقايسه شود با خدمات متقابل اسلام و ايران ، اوايل كتاب . ( 1 ) . ابن نديم ، الفهرست ، ص 264 / بغدادى ، الفرق بين الفرق ، ص 196 . بغدادى مىنويسد : ميمون بنده امام جعفر صادق عليه السّلام بود . ( 2 ) . اهواز شامل هفت ناحيه بين بصره و فارس بوده است . ( ياقوت حموى ، معجم البلدان ) ( 3 ) . تفسيرهاى فراوانى بر واژه قرمط وجود دارد ، از جمله اين‌كه اين نام را بر حمدان بن اشعث نهادند ؛ چون قدم‌هايش را كوتاه برمىداشت ، يا او را بدين لقب ناميدند ؛ زيرا پوستش سرخ ، همچون گوى سرخ رنگ بود . اصل واژه قرمط يونانى است ) idimareK ( . برخى از جمله دى لاسى و برنارد لويس ، مىگويند : اين لفظ از « اقرمط » يا خشمناك و ترش‌رو گرفته شده است . پدر انستاس مارى كرملى معتقد است كه اين لفظ ، آرامى نبطى و از كلمه « قرمطونا » به معناى نيرنگ يا بدطينتى مشتق شده است . البته اين نام را اسماعيليه براى خود انتخاب نكردند ، بلكه دشمنانشان در دوره‌هاى پس از دعوتشان بر ايشان نهادند ( ر . ك : حاشيه كتاب اتعاظ الحنفا ، ص 26 / عارف تامر ، كتاب القرامطه ، ص 11 ) . ( 4 ) . مقريزى ، اتعاظ الحنفا ، ص 25 - 26 . ابن نديم مىنويسد : كسى كه در دعوت اسماعيلى جانشين عبد الله بن ميمون شد ، فرزندش محمد بود . ( الفهرست ، ص 265 )