سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
281
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
علم حديث از اين درگيرى سخت كه بين عباسيان و علويان در جريان بود ، تأثير گرفت و اصحاب هريك از اين دو فرقه ، احاديثى را كه با ديدگاهها و خواستههايشان تطبيق داشت ، وضع كردند . عباسيان احاديثى ساختند كه شرعى بودن خلافت آنها را به اعتبار اينكه از سلالهء عباس عموى پيامبرند ، تأييد مىكرد ، همچنان كه شيعه نيز احاديثى را اشاعه دادند كه خلافت را در خاندان علوى منحصر مىكرد . اما اهل سنت ، امامت را در قريش قرار مىدادند و خوارج نيز خلافت را حق هر مسلمانى مىدانستند . ازآنرو كه عباسيان از نظر قدرت و ثروت بر ديگران برترى داشتند ، احاديثى كه آنان ساختند و انتشار دادند ، بيشتر بود . « 1 » رونلدسن مستشرق مىگويد : بعضى از كسانى كه به جمعآورى حديث اهتمام ورزيدند ، تحت تأثير خلفاى عباسى قرار گرفتند . در همان زمان صحاح سته احاديث فراوانى را در خود جاى دادند كه در آنها على بن ابى طالب عليه السّلام مدح شده بود . مردم در عصر عباسى ، طالب و خواستار شنيدن اين احاديث بودند ؛ زيرا عواطفشان از ظلم و ستمى كه به وسيله خلفاى عباسى بر پيشوايان علوى اعمال مىشد ، جريحهدار بود . « 2 »
--> - گردآورى كرد و به امر نگارش احاديث نبوى اهتمام ورزيد . همچنين شيعيان بر احاديثى كه سلمان فارسى ، صحابى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و پيرو على عليه السّلام ، نقل مىكند اعتماد دارند . ديگر ائمه علوى ، همچون امام زين العابدين و محمد باقر و جعفر صادق عليهم السّلام نيز راويان حديث بودهاند . ( سيد حسن صدر ، تأسيس الشيعه ، ص 279 ) ( 1 ) . احمد امين ، ضحى الاسلام ، ج 2 ، ص 126 . مثل حديثى كه ترمذى از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به عباس گفت : وقتى روز دوشنبه شد ، تو و فرزندانت نزد من آييد تا شما را دعايى كنم و خدا از آن دعا به شما نفع رساند . پس روز دوشنبه عباس رفت و ما نيز با او بوديم و لباسها و عبايمان را در بر كرده بوديم . حضرت دعا كرد : خدايا عباس و فرزندانش را ببخش و امور ظاهر و باطنشان را عهده دار شو و براى ايشان گناهى باقى نگذار . خدايا عباس را بين فرزندانش حفظ فرما . » . . . از احاديثى كه شيعيان عباسى جعل كردهاند حديثى است كه طبرانى نقل مىكند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « خلافت در فرزندان عموى من و بستگان پدرم مىگردد تا آنها آن را به مسيح واگذار كنند . » ( 2 ) . رونلدسن ، عقيدة الشيعة ، ص 280 - 281 .