سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

274

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

اين دو را مقدم بر على بن ابى طالب عليه السّلام مىدانست . ابو حنيفه ، ابو بكر را تجليل و تكريم مىكرد و مىخواست سنت او را در سخاوت و اشتغال به تجارت ، پيشه خود سازد . « 1 » ابو حنيفه ، عمر را بعد از ابو بكر مىدانست ، اما على بن ابى طالب عليه السّلام را بر عثمان بن عفان مقدم مىداشت ، هرچند كه عثمان را دايم به نيكى ياد و برايش طلب رحمت مىكرد و مطلقا كلام زشتى نسبت به او نمىگفت . « 2 » بسيارى از شيعيان و علويان ، به‌ويژه امام محمد باقر عليه السّلام ، ديدگاه‌هاى ابو حنيفه را نسبت به ابو بكر و عمر و عثمان نمىپسنديدند ، « 3 » هر چند شيعيان زيدى از ديدگاه‌هاى او اظهار رضايت مىكردند ، و مىدانيم اين گروه خلافت ابو بكر و عمر را مشروع مىدانستند . در حقيقت ، ابو حنيفه ارتباط خود را با فرقه‌هاى شيعه به فرقه خاصى منحصر نكرد ، بلكه او در ابعاد گوناگون با شيعيان كيسانى و امامى و زيدى ارتباط داشت . ابو حنيفه در انتخاب خليفه ، ديدگاه خاص خود را داشت كه با ديدگاه‌هاى شيعه و ساير فرقه‌ها متفاوت بود . امام ابو حنيفه در پاسخ به منصور هنگامى كه از او دربارهء خلافت پرسيد ، به صراحت چنين گفت : « كسى كه در دين خود طالب رشد و هدايت است ، از غضب دورى مىجويد . اگر تو ناصح نفس خويش باشى ، درمىيابى كه در گردآوردن ما در اين مكان ، رضاى خدا را در نظر ندارى ، بلكه تو با اين كار مىخواهى مردم بدانند كه ما آنچه را آرزو دارى ، در حقّت مىگوييم كه البته اين به سبب ترس از توست ( نه به خواست ما ) ، و تو در حالى خلافت را عهده‌دار شده‌اى كه حتى دو تن از اهل فتوا به آن رضايت ندارند ، حال آن‌كه مشروعيت خلافت به نظر و مشورت عموم مؤمنان است . » « 4 » شيخ ابو زهره در كتاب ارزش‌مند خود درباره ابو حنيفه اين جمله‌ها را اين گونه تفسير مىكند كه ابو حنيفه معتقد بود انتخاب خليفه به وسيله مردم بايد پيش از اين‌كه او به قدرت

--> ( 1 ) . ابو بكر در مكه دكان پارچه‌فروشى داشت و ابو حنيفه در كوفه . ( 2 ) . موفق مكى ، مناقب أبى حنيفه ، ج 1 ، ص 82 / خطيب بغدادى ، تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 331 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 165 . ( 4 ) . ربيع بن يونس ، حاجب منصور ، امام مالك و ابن ابى ذؤيب و ابو حنيفه را براى حضور نزد منصور خواست تا ديدگاهشان را درباره خلافت بپرسد .