سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

225

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

سرزمين حجاز جلوگيرى كرد تا اهالى آن به تنگنا بيفتند . او مىخواست با افزايش فشار اقتصادى ، مردم را به آن‌جا برساند كه آرزو كنند از قيامى كه در منطقه‌شان برپا شده ، خلاص شده و از گرسنگى و محروميت رهايى يابند . يكى از نزديكان منصور متوجه اين حقيقت شده بود ، ازاين‌رو ، به منصور اين‌چنين سفارش كرد : « يكى از غلامان خود را كه به او اطمينان دارى بفرست تا شبانه برود و به وادى القرى برسد و آن‌جا را از كاروان‌هاى آذوقهء شام منع كند تا آن سرزمين از گرسنگى بميرد . » « 1 » هم‌چنين منصور براى منع غله‌اى كه از مصر به حجاز وارد مىشد ، دستورهايى صادر كرد و به ربيع ، حاجب خود گفت : « هم اكنون براى مصر مىنويسيم كه راه خود را به حرمين مسدود كند ؛ چرا كه اگر مواد و آذوقه مصر قطع شود ، آن‌ها واقعا در سختى و حرج خواهند افتاد . » « 2 » ياران نفس زكيه هم اين واقعيت را درك كرده بودند كه مدينه منوره براى قيام صلاحيت ندارد . بر اين اساس ، به نفس زكيه نصيحت كردند كه سرزمين حجاز را ترك كند و به سرزمينى برود كه از امكانات اقتصادى بيشترى برخوردار باشد ، به گونه‌اى كه نيازهاى مادى وى را برآورده كند و او را در شرايطى همانند منصور كه به امكانات اقتصادى سرزمين عراق دست‌رسى دارد ، قرار دهد . بر اين اساس ، ياران محمّد به او پيشنهاد رفتن به مصر دادند و گفتند : « تو در سرزمينى هستى كه از جهت اسب و خوراكى فقيرترين ، و از نظر مردان جنگى ، ضعيف‌ترين ، و از نظر مال و سلاح ، كم‌ترين است ، حال مىخواهى با كسى بجنگى كه از نظر مال ، غنىترين ، از نظر مردان جنگى و سلاح ، قوىترين ، و از نظر آذوقه ، داراترين مردم است ؟ صلاح تو در اين است كه با پيروانت به مصر روى كه به خدا قسم در آن صورت ، كسى توان مقابله با تو را ندارد و با منصور به مانند سلاح و چهارپا و مردان و اموال خودش خواهى جنگيد . » « 3 » نگارنده بر اين عقيده است كه اين نصيحت ، درست و از روى اخلاص بوده ، اما محمد

--> ( 1 ) . همان ، ص 204 . ( 2 ) . همان ، ص 239 . ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 267 .