سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
215
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
نفس زكيه و ابراهيم از برخى جنبهها بر منصور برترى داشتند . انتساب ايشان به بيت على بن ابى طالب عليه السّلام « 1 » و شهرتشان به ديندارى و تقوا و علم و فقه و سجاياى كريمانه ، « 2 » از عوامل گسترش دعوتشان ، و جذب قلوب و احساسات مردم به آنها بود . پس اين دو برادر ، در جذب مردم براى تأييد خود و فتح دل و جانها و نيز گردآورى سربازان و نيروهاى نظامى انبوه ، بر او برترى داشتند ، اما منصور با سلاح ذكاوت و هوش ، و با بهرهگيرى از روشهاى سياسى ، بر آنها غلبه كرد و پيش از جنگ در ميدانهاى نظامى ، در ميدان سياست بر آن دو پيروز شد و پيروزى سياسى ، زمينه پيروزى نظامى او را فراهم آورد ، و ما شاهد حالتهايى از اين پيروزىهاى سياسى بوديم كه موجب تضعيف گسترش دعوت محمد و ابراهيم شدند و فراوانى ياران اين دو ، و شور و نشاط سياسى و نظامى آنان را كم اهميت جلوه دادند . نفس زكيه چندين سال از ديدگان منصور مخفى بود . منصور تلاش كرد تا مخفىگاه او را بيابد و در اين راه ، تمامى روشها و راهها را تجربه كرد ؛ او وعده و وعيد داد ، واليان و عمّال خود را تغيير داد ، چندين سفر به حجاز كرد و عبد اللّه بن حسن و خاندانش را دستگير و شكنجه كرد ، اما هيچ كدام از اين روشها كارگر نشد . منصور مىدانست هرچه مدت پنهان شدن محمد طولانى شود ، قوتش زيادتر شده و دعوتش گسترش بيشترى مىيابد ، ازاينرو ، مصلحت خود را در آن مىديد كه محمد زودتر خروج كرده و قيام خود را علنى كند ، پيش از آنكه اين دعوت رشد كرده به ثمر نشيند . همچنين منصور مىخواست محمد باور كند كه نيرومند است و نفوذ گستردهاى دارد تا به اين سبب در ملأ عام ظاهر شود ، و او بتواند آسانتر با اين نهضت روياروى شده و درحالىكه هنوز نضج نيافته و در آغاز راه است ، به آن خاتمه دهد . به منظور تحقق اين سياست ، منصور حيله و نيرنگ به خرج داد ؛ او نامههايى به نفس زكيه نوشت كه در آن وانمود شده بود اين نامهها از جانب ياران و سپاهيان منصور نوشته
--> ( 1 ) . اين دو به حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام منسوباند . ( 2 ) . الشريف تاج الدين ، غاية الاختصار ، ص 12 - 14 .