سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

190

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

بودند و منصور از مشاركت آنان در اين قيام ، شگفت‌زده شد و گفت : « از قيام پسران زيد درشگفتم ، حال آن‌كه ما قاتل پدرشان را كشتيم ، چنان‌كه او زيد را كشته بود ، و بياويختيم ، چنان‌كه وى را آويخته بود ، و بسوختيم ، چنان كه وى را سوخته بود . » « 1 » محمد نفس زكيه ، حسن بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب را به ولايت مكه گماشته بود . پس از قتل نفس زكيه ، حسن بن معاويه از انظار مخفى شد ، سپس با گروهى از خاندان ابى طالب تلاش كرد تا بر جعفر بن سليمان ، والى عباسى مكه ، شورش كند ، اما جعفر او را دستگير كرد و چهارصد تازيانه زد و به زندان انداخت . او در زندان بود تا منصور مرد ، و زمانى كه مهدى به خلافت رسيد ، آزاد شد . « 2 » پس از سركوبى قيام نفس زكيه ، منصور تصميم گرفت ارتباطات بين پايتخت خلافت عباسى را با سرزمين حجاز بيشتر كند . از اين‌رو ، مدت حكومت واليان را كوتاه كرد ، هم‌چنين واليان موظف بودند كه تمام اخبار سياسى و امور ادارى را از كوچك و بزرگ به او بنويسند ، « 3 » و نيز منصور تمام كسانى را كه متهم به تشيع بودند از مناصب حكومتى خلع كرد . « 4 » سپاه عباسى پس از غلبه بر قيام علوى ، بر مدينه چيره شد ، ولى سربازان آن‌ها با مردم مدينه بدرفتارى كردند كه موجب نگرانى و نارضايتى مردم مدينه شد . عباسيان شكلى از قوانين عرفى يا حكومت نظامى در مدينه پياده كردند ، كه بر آن مبنا شمارى از سپاهيان به بازارها ريخته و كالاهايى را از تاجران بدون پرداخت قيمت ، به زور مىگرفتند . « 5 » در اين اوضاع ، گروهى از برده‌هاى سياه پوست كه به آن‌ها سودان ( سياهان ) گفته مىشد ، جمع شدند و عصيان كردند و به بخشى از سپاهيان عباسى كه در حال رفتن به نماز جمعه بودند ، هجوم بردند و بيشتر آنان را كشتند . بعد از آن ، به خانه والى هجوم آوردند و انبارهاى

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 266 / اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 252 . دو فرزند زيد ، حسن و عيسى بودند . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 267 . ( 3 ) . القلقشندى ، صبح الاعشى ، ج 4 ، 297 / ابن حيان ، اخبار القضاة ، ج 1 ، ص 256 . ( 4 ) . القيروانى ، زهر الآداب ، ج 1 ، ص 88 ، منصور به والى خود زياد بن عبيد اللّه دستور داد كه منشىاش را كه شيعه بود ، عزل كند . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 270 .