سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

185

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

« من شمشير برندهء هندىام كه غلاف خود را مىخورد و آن را هم قطعه‌قطعه مىكنم . پس همه آن چيزهايى كه مىخواهى من دارم . » عيسى بن موسى در رأس سپاه به سوى مدينه حركت كرد و چون به منطقه فيد رسيد ، نامه‌هايى بر تكه‌هاى حرير به بزرگان مدينه و رؤساى قريش نوشت ؛ آنان را امان داد و از آن‌ها خواست كه از يارى نفس زكيه دست بكشند . بسيارى از آن‌ها دعوت او را پذيرفتند و بعضى هم نزد عيسى بن موسى آمدند . از آن‌جا هنوز پنج روز تا مدينه راه بود ، ازاين‌رو ، محمّد نفس زكيه توانست بعضى از آنان را پيش از ترك مدينه دستگير و زندانى كند . « 1 » عيسى بن موسى امان‌نامه‌اى هم براى نفس زكيه فرستاد . محمد بن زيد نامه‌هاى عيسى را براى نفس زكيه و بزرگان مدينه برد و در جمع مردم مدينه ايستاد ، آنان را خطاب قرار داد و گفت : « اى مردم مدينه ! من محمد بن زيدم ، به خدا قسم از نزد امير مؤمنان آمدم درحالىكه زنده بود ، و اين عيسى بن موسى است كه به سمت شما آمده و برايتان امان آورده است . » مردم مدينه به او گفتند : « ما صاحب دوانيق را از خلافت خلع كرده‌ايم . » نفس زكيه نيز به عيسى بن موسى نامه نوشت و او را به اطاعت خويش فراخوانده ، امانش داد . « 2 » عيسى بن موسى به مدينه نزديك شد و محمد نفس زكيه دشوارى موقعيت خود را دانست ، ازاين‌رو ، يارانش را جمع كرد و به ايشان گفت : « به من مشورت دهيد آيا خارج شوم يا در مدينه بمانم ؟ » ديدگاه‌هاى گوناگونى مطرح شد . يكى از ياران او به نام عبد الحميد بن جعفر از او پرسيد : « آيا نمىدانى در سرزمينى هستى كه از همه ولايت‌هاى خدا اسب و خوردنى و سلاح كمتر دارد و مردانش ضعيف‌ترينند ؟ » محمد گفت : بلى . اين جعفر به او سفارش كرد : رأى درست اين است كه با همراهان خويش به روى تا به مصر برسى كه به خدا قسم در آن‌جا هيچ‌كس تو را بازنمىدارد و خواهى توانست با اين مرد [ با امكاناتى ] نظير سلاح و مركب و مردان و مال وى نبرد كنى . اين نظر را يكى از ياران نفس زكيه نپذيرفت ؛ او حنين بن عبد اللّه بود كه مصلحت را در ماندن محمد در مدينه

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 206 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، ص 258 . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 267 . منصور به سبب خسّت و بخل شديدى كه داشت ، به ابو الدوانيق يا دوانيقى مشهور بود .