سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
180
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
نامهنگارىهاى منصور و نفس زكيه منصور بر آن شد كه نامهاى براى نفس زكيه بنويسد . مورّخان سبب اين كار وى را ذكر نكردهاند ، اما به نظر مىرسد كه او مىخواست آخرين تلاشهاى صلحآميز خود را براى انصراف نفس زكيه از قيام به كار بندد و اعزام سپاه عليه نفس زكيه را در نظر عامه مردم ، موجّه سازد و وى را نزد مردم به عنوان يك شورشى عليه دولت عباسى جلوه دهد ، كه گردنكشى كرده است . منصورنامه خود را با آياتى از كلام اللّه مجيد كه مضمونشان ترساندن و پرهيز دادن بود ، شروع كرد « 1 » و سخنان موزون بسيارى آورد و به نفس زكيه نوشت كه اگر از قيام صرفنظر كنى ، بر گردن من پيمان و قرار و تعهد خدا و پيامبر خدا را خواهى داشت و تعهد دارم كه چنانچه قبل از دست يافتنم بر تو ، توبه كنى و بازآيى ، تو را با همه فرزندان و برادران و خاندانت ، به خونها و مالهايتان امان دهم ، و از هر خون و مالى كه به گردن دارى ، درگذرم ، و هزار هزار درهم و هر چيز ديگر كه بخواهى ، به تو بدهم و تو را به هر ولايتى كه بخواهى بفرستم و نيز همه كسانى را كه از خاندان تو در زندان من هستند ، رها كنم و هركه را پيش تو آمده يا با تو بيعت كرده ، امان دهم ، و هرگز هيچكس از آنها را براى كارى كه از او سر زده تعقيب نكنم ، و اگر اطمينان بيشترى خواستى ، هركه را دوست دارى پيش من بفرست ، تا امان و پيمان و قرارى كه مورد اطمينان تو باشد بگيرد . » « 2 » نفس زكيه در پاسخ منصور ، ردنامهء طولانىاى نوشت كه با آيات كريمهاى دربارهء سركشى فرعون شروع مىشد . « 3 » سپس با اين شرط كه منصور در طاعت او بيايد ، بر او امان
--> ( 1 ) . او اين آيات را نوشته بود : « إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ . » ( مائده : 33 و 34 ) ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 195 . ( 3 ) . و اين آيات عبارت بودند از : « طسم * تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ * نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ * إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ إِنَّهُ كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ * وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً -